جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١٦ - ٤٤ انتخاب نام نیکو و با مسمّی
٤٢. دلدارِی و تسلِیت فرزندان
در مسِیر کربلا هنگامى كه خبر شهادت مسلمبنعقيل به سيدالشهداء علِیه السلام رسيد، به خيمه وارد شـد و دخـتـر مـسـلـم را پـيـش خود خواند. او دخترى سيزده ساله بود كه با دختران آن حضرت انس و الفت خاصِی داشت. حضرت او را دلدارى داد و بـيش از همِیشه با او مهربانى نمود. دختر مسلم فهمِید که احتمالاً اتفاقِی افتاده، از اِین رو پرسيد: يابنرسولالله با من چنان محبت کردِید كه با يتيمان مِیشود! مگر پدرم شهيد شده است؟
امام حسِین نـتـوانـست طاقت بياورد و به سختى گريست آن گاه فرمود: دخترم انـدوهـگـيـن نباش! اگر مسلم نباشد، من به منزله پدر تو هستم. از تو پذيرايى مِیكنم خواهرم زِینب به منزله مادر تو است. دختران و پسرانم، برادران و خواهران تو هستند.[١]
٤٣. ابراز همدردِی و توجّه به احساسات فرزند
دخترِی طوطِی زِیباِیِی داشت که به شدت به او علاقه داشت و وابسته به او شده بود تا جاِیِی که اگر از خانه بِیرون مِیرفت دلتنگ او مِیشد. روزِی طوطِی مرِیض شد و از دنِیا رفت. دختر به شدت ناراحت شد و گرِیه کرد. چون پدر از بِیرون به خانه برگشت و از قضِیه مطلع شد اظهار ناراحتِی کرد و دخترش را دلدارِی داد و گفت: دخترم بالاخره هر کسِی اجلِی دارد بِیا با هم طوطِی را در حِیات خانه دفن کنِیم.
تو هر روز مِیتوانِی در آنجا حاضر شوِی و بِیاد او باشِی. با هم رفتند و قبر کوچکِی کندند و طوطِی را در همانجا دفن کردند بدِین وسِیله پدر با فرزندش در اِین مصِیبت همدردِی کرد. در حالِی که مِیتوانست بدون هِیچ ابراز ناراحتِی و تأسفِی از کنار چنِین اتفاقِی به راحتِی بگذرد و به احساسات فرزندش توجّه نکند.
٤٤. انتخاب نام نِیکو و با مسمِّی
رسول اكرم صلِّی الله علِیه و آله در معاشرت با مردم اگر مِیدِید کسِی اسم ِیا لقب بدِی دارد که مورد سرزنش ِیا تمسخر دِیگران است و فرد از انتساب به آن ناراحت است، آن اسم را به اسامى
[١] مكارم الاخلاق، ص: ١١٣.