جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٢٦ - ٦٠ آموزش در کودکی موثّر در شکلگیری شخصیت
٥٩. تقوِیت روحِیه اعتماد به نفس در کودکان
روزى خليفه وقت، مأمون به عزم شكار حركت كرد و در بين راه چند كودك را مشغول بازى دِید. مركب مأمون تا به آن مکان رسِید، كودكان فرار كردند ولى امام جواد علِیه السلام که در آن زمان تنها ِیازده سال داشت همچنان در جاى خود ايستاد. وقتى خليفه نزديك رسِید پرسيد: چه چيز باعث شد كه مثل ساير كودكان از اينجا نرفتى؟
امام جواد فورا جواب داد: راه تنگ نبود كه آن را براى عبور خليفه باز کنم. از طرفِی مرتكب گناهى هم نشده بودم كه از ترس مجازات فرار كنم، نسبت به شما هم حسن ظن دارم و گمان نمِیکنم به بىگناهان آسيبِی برسانِید. از اِین جهت فرار نكردم. (ظَنِّي بك حَسن إنَّك لا تضرُّ مَن لا ذنب له فوقفت)
مأمون از سخنان محكم و منطقى آن کودک تعجب کرد و پرسيد: اسم تو چيست؟ حضرت جواب داد: محمد! گفت: پسر كيستى! فرمود: فرزند امام رضا علِیه السلام. امام جواد علِیه السلام در دامن پدر بزرگوار خود پرورش يافته بود و شخصيت و استقلال و فضيلت را از مربّى عالى مقامِی فرا گرفته بود.[١]
٦٠. آموزش در کودکِی موثّر در شکلگِیرِی شخصِیت
صاحببنعباد در زمان فخرالدوله دِیلمِی منصب وزارت را بر عهده داشت، او مردِی دانشمند و دانشدوست و با کمال بود، مرحوم شِیخ صدوق کتاب عِیون اخبار الرضا علِیه السلام را به دستور او تألِیف کرد، حسِینبنمحمد قمِّی هم کتاب تارِیخ قم را به درخواست او نوشت. وِی مرد بسِیار ثروتمندِی بود.
در عصر ماه رمضان هر کس بر او وارد مِیشد ممکن نبود قبل از افطار از نزد او خارج شود حتماً او را براِی افطارِی نگه مِیداشت. او مرد ثروتمندِی بود و گاه هزار نفر هنگام افطار سر سفرهاش مِینشستند.وِی سخاوتمندِی خود را مدِیون مادرش مِیدانست. مادرش او را چنِین تربِیت کرده بود. در بچگِی هنگامِی که براِی درس به مسجد مِیرفت مادر هر روز
[١] المحجة البيضاء، فيض كاشاني ج: ٤ ص: ٢٩٦.