جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٠٥ - ٩ تسلیم در برابر احکام مالی اسلام
امام صادق علِیه السلام فرمود: هرگاه بندهاِی بگويد: (مَا شَاءَ اللَّهُ لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّه إِلَّا بِالله) خداوند به فرشتگان مِیفرمايد: بندهام تسليم من شد، كمكش كنيد، او را دريابيد و حاجتش را برآوريد.[١]
٩. تسلِیم در برابر احکام مالِی اسلام
ثعلبه مرد تهيدستِی بود. روزِی خدمت رسول اكرم صلِّی الله علِیه و آله رسِید و عرض كرد: از خداوند بخواهيد به من ثروت زِیادِی عطا نماِید. حضرت فرمود: اى ثعلبه! مال کمِی كه شكرش را به جا آورِی، بهتر است از مال زيادِی كه شکرش را به جا نِیاورِی. ثعلبه دوباره با تاکِید به قسم عرض كرد: به خدايى كه شما را به رسالت مبعوث نموده، قسم مِیخورم كه اگر خداوند به من مالى بدهد، حقوق مالِی خود را پرداخت کنم. پيامبر دعا نمود و خداوند دعاى حضرت را مستجاب كرد. اموال ثعلبه بركت کرد و به سرعت گوسفندان او افزايش يافت تا جايى كه به جهت زِیادِی گوسفندان ديگر نتوانست در شهر بماند از اِین رو از شهر دور شد و در اطراف مدينه مسكن گزيد و از گوسفندان خود نگهدارى كرد.
تا اِین که از طرف خدا زکات بر مردم واجب شد. پيامبر مأمورانى را براِی جمع آورِی زکات به اطراف مدِینه و از جمله نزد ثعلبه فرستاد، ولِی ثعلبه از دادن زكات خوددارِی كرد و بخل ورزِید. نه تنها حق فقرا را نپرداخت بلکه به قانون اسلام هم اِیراد گرفت و در مقام اعتراض گفت: زكات چيزى جز جزيه نيست و من جزيه نمِیدهم. در اِین هنگام آِیه ذِیل نازل شد: (وَ مِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ) برخِی از مردم با خدا عهد مِیبندند كه اگر خدا از فضل خود به آنان عطا کند، صدقه داده و از بندگان صالح خواهند شد ولِی چون فضل الهى به آنان مِیرسد، بخل ورزِیده و از اداى وظيفه روى گردان مِیشوند.
بعد از نزول آيه شرِیفه بعضى از دوستان ثعلبه نزد وى رفتند و او را سرزنش کردند كه چرا زكات واجب خود را كه امر الهى است، پرداخت ننمودى؟ ثعلبه سخت مضطرب شد، مقدارى از گوسفندان را با خود برداشت و به مدينه خدمت رسول اكرم آورد و با شرمسارى گفت: يا رسولالله! زكات آوردهام، حضرت فرمود: واى بر تو! دربارهات آيهاِی نازل شده و آيه را نمِیتوان از قرآن حذف نمود بدين جهت زكات تو پذيرفته نمِیشود.[٢]
[١] محاسن برقي، ج١، ص: ٤٢.
[٢] تفسير کنز الدقائق و بحر الغرائب ج ۱۰ ص: ۳۵۰، تفسير نمونه ج ٨ ص: ٤٩.