جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٨ - ٥ تسلّط مرحوم شیخ انصاری به مبانی فقهی و اصولی
وقتى شيخ براى رفتن اصرار كرد، مادر به او گفت: پس خوب است در اِین جهت استخاره كنِی! اِیشان از طرف مادر استخاره كرد و اين آيه شريفه آمد: (لا تَخافى وَ لا تَحزَنى اِنّا رادُّوهُ اِلَيكِ وَ جاعِلُوُه مِنَ المُرسَلين)[١] «به مادر موسِی وحِی کردِیم که فرزند خود را شِیر بده و چون از آسِیب فرعونِیان بر او ترسان شدِی او را به درِیا بِیفکن و هرگز نترس و محزون نباش که ما او را به تو باز گردانده و از مرسلِین گردانِیم.»
مرحوم شيخ وقتى اين آيه را براى مادرش خواند مادر خيلى خوشحال شد و اجازه مسافرت داد. آيه فوق درباره حضرت موسى علِیه السلام است وقتى مادرش او را در جعبهاِی گذاشت و در درون آب انداخت و بيمناك شد. خداوند به او الهام نمود که نترس و محزون نباش! ما او را به تو بازگردانيم. [٢]
٥. تسلّط مرحوم شِیخ انصارى به مبانِی فقهِی و اصولِی
مرحوم شِیخ مرتضى انصارى رحمه الله در سن پنج سالگى قرآن را كاملاً آموخت سپس علوم ديگر را با سرعت فرا گرفت و در هر علمِی استادى زبر دست و داراى قوه استنباط و صاحب نظر گردِید. هيجده سال داشت كه همراه پدرش عازم كربلا شد و از وجود اساتيدى همانند آيه الله وحيد بهبهانى، شيخ يوسف بحرانى، صاحب رياض و امثال آنان بهره جست. در آن روز زعيم حوزه علمِیه كربلا، فقيه بزرگوار سيّد محمد مجاهد رحمه الله بود.
شيخ مرتضى و پدرش مهمان سيد مجاهد شدند. اولين روز ورودشان با جلسه درس خارج اِیشان مصادف شد. پدر شيخ مرتضى به دعوت سيد مجاهد در صدر مجلس درس نشست و خود شيخ به اقتضاى سنّ كمش در انتهاى مجلس نشست، پس از خوشآمد گوِیى، سيد مشغول درس شد.
درباره حکم نماز جمعه در زمان غيبت بحثِی طولانى كرد و در آخر قائل به حرمت نماز جمعه شد پس از اتمام درس، شيخ با كمال متانت عرض كرد: استاد، ادلّه در اينجا افاده وجوب مِیكند نه حرمت! بعد از آن فوراً شروع كرد به اقامه دليل و برهان براى وجوب نماز جمعه در عصر غيبت.
[١] سوره قصص، آيه ٧.
[٢] زندگانى و شخصيت شيخ انصارى، ص: ٨٧.