جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٦١ - ٥ رسول متواضع يا رسول پادشاه
كودكان به اين معامله راضى شدند و گردوها را گرفته و آن حضرت را رها نمودند، پيامبر به طرف مسجد مِیرفت در حالى كه مِیفرمود: (رحم الله اخى يوسف باعوده بثمن بخس دراهم معدوده) خداوند برادرم يوسف را رحمت كند كه برادرانش او را به چند درهم اندك فروختند و اين كودكان من را به هشت دانه گردو فروختند، با اين فرق كه برادران يوسف وى را از روى دشمنى فروختند، ولى اين كودكان از روى بِیتوجّهِی. وقتى بلال رفتار بسِیار متواضعانه آن حضرت را ديد، تحت تأثير قرار گرفت و به پاى مبارك آن حضرت افتاد و گفت: (اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ) خدا بهتر مِیداند كه مقام رسالت را در وجود چه كسى قرار دهد.[١]
٤. تواضع رسول مهربانِی در همنشِینِی با اقشار مختلف مردم
رسول اکرم صلِّی الله علِیه و آله هيچ وقت صدر مجلس نمِینشست. اصلاً مجلس پِیامبر بالا و پاِیِین نداشت دايرهوار بود هر كجا ممکن بود مِینشست. کسانِی که آن حضرت را نمِیشناختند وقتِی پيغامِی براِی آن حضرت در مسجد مِیآوردند مِیديدند مجلس حلقهاى تشکِیل شده است. آنگاه سؤال مِیكردند كدامِیک از شما محمد هستيد؟ (اَيَّكُمْ مُحَمَّد؟) در لباس ظاهرِی بِین پِیامبر و اصحاب فرقِی نبود، همگِی يكنواخت بودند، بالا و پاِیِین نداشت و همه دور هم نشسته بودند تا اِین که خود حضرت مِیفرمود: من محمد هستم چه مِیخواهِید؟ [٢]
٥. رسول متواضع يا رسول پادشاه
فرشتهاى از جانب خداوند نزد رسولخدا صلِّی الله علِیه و آله آمد و عرض كرد: خداوند شما را مخيّر نموده كه بنده و رسول متواضع باشِید يا پادشاه و رسول، ِیکِی را انتخاب فرماِیِید. پِیامبر اکرم به آن فرشته فرمود: انتخاب كردم كه بنده و رسول متواضع باشم.
[١] كنز العمّال حدِیث ٣٢٤٠٢.
[٢] آدابِی از قرآن ( تفسِیر سوره حجرات ) آِیةالله دستغِیب، چاپ کانون ابلاغ اندِیشههاِی اسلامِی، ص ٥٥.