جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٦٨ - ٢٠ شهيد ثانى
در مِیدان جنگ که کتاب تفسِیر را نوشت، كتب لغت و تفسير و تاريخ در اختِیارش نبود، فقط يك كتاب معالم در اختِیار داشت. معالم كجا و تفسير كجا؟! به هم ربطِی ندارد. اِیشان تفسِیر را از روِی حافظه خود نوشت، چه حافظهاِی داشت كه چنِین تفسيرِی را نوشت!! [١] امِیرمؤمنان علِی علِیه السلام مِیفرماِید: فرصتها همچون ابر بهارِی مِیگذرد. قدر فرصتها را بدانِید. (الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَِیّر)[٢]
١٩. دو شاگرد نمونه و بِینظِیر
شبِی مرحوم شيخ مفيد رحمه الله حضرت زهرا علِیها السلام را در خواب ديد كه به اِیشان مِیفرماِید: به دو فرزندش امام حسن و امام حسين علِیه السلام فقه بياموزد. فرداِی آن روز فاطمه دختر الناصر با دو كودك خود به نامهاِی سِید مرتضى و سِید رضى وارد مسجد شدند. شيخ مفيد برخاست و به مادر آنها سلام کرد. مادر گفت: اى شيخ، اين دو فرزندان من هستند، خدمت تو آوردهام كه به آنان فقه بياموزى.
شيخ مفيد به گريه افتاد و داستان خواب ديشب خود را براى اِیشان بيان كرد. آن گاه به تعليم و تربيت آن دو نابغه پرداخت، خداوند به لطف و عنايت خود، ابواب علم و دانش را بر آنان گشود به طورِی که آثار و کتب متعددِی از آن دو بزرگوار به ِیادگار مانده. آوازه شهرتشان در آفاق گيتى پيچيده، شهرتى كه تا جهان پايدار است برقرار است.[٣]
٢٠. شهيد ثانى
صاحب روضات الجنات در توصِیف شهيد ثانى رحمه الله مِیگوِید: نزديك است كه اِیشان در اخلاق نِیکو تالى تلو معصوم علِیه السلام باشد. آن بزرگوار در بعلبك اقامت نمود و در مذاهب خمسه تدرِیس مِینمود، وصف علمش مشهور گرديد.مفتِیهاِی فرقههاِی مختلف اسلامِی به اِیشان رجوع مِیکردند. اِیشان بعد از پنج سال به روستاِی جبع برگشت و در آنجا
[١] مجلّه حوزه، شماره ١٢.
[٢] نهج البلاغه، سِید رضِی، ص: ٤٠٨.
[٣] الغدير، علامه امِینِی، ج ٤ ص: ١٨٤.