جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١٥ - ٤١ مراقبتهای قبل از تولد
مِیخواهم مادرم را ببينم. وقتى مادر را آوردند، به او گفت: مادر جان! چون تو خيلى براىم زحمت كشيدهاى، مِیخواهم زبان تو را ببوسم!
مادر، گريه كنان زبانش را بيرون آورد. اما ناگهان آن جوان، زبان مادرش را با دندان از بيخ گاز گرفت و قطع کرد. مادر بىهوش بر زمِین افتاد! همه مردم از كار دزد تعجب كردند. وقتِی از علّت آن پرسيدند در جواب گفت: اگر اوّلِین بارِی که دزدِی کردم مادرم من را توبِیخ مِیکرد و بِیتفاوت نبود، من چنِین دزد حرفهاِی نمِیشدم و به دار آوِیخته نمِیشدم. در مثل هم گفته مِیشود: تخم مرغ دزد عاقبت شتر دزد مِیشود. [١]
٤١. مراقبتهاِی قبل از تولد
مرحوم علامه مجلسى در تربيت فرزندان خود اهتمام فراوانِی داشت و مراقب بود که گوشت و پوست فرزندانش با مال حرام رشد نكند. فرزند اِیشان محمد تقى، كمى بازيگوش بود. شبى پدر به همراه فرزند خود براى نماز و عبادت به مسجد جامع اصـفـهـان رفـت. محمدباقر در حياط مسجد در حال بازِی، مشك پر از آبى را كه در حياط مسجد بود با سوزنِی سوراخ كرد و آب آن را بـر زمِین ريخت.
وقتى پدر از مسجد بيرون آمد و متوجه اِین امر شد قدرِی ناراحت شد و دست فرزندش را گرفت و به سوى منزل رهسپار شد. چون به خانه رسِید به همسرش گفت: مِیدانِی مـن در تربيت و تأدِیب و تهِیه غذاِی حلال براِی فرزندم دقت بسيار داشتم ولِی امروز عملى از او ديدم كه من را به فكر انداخت. به نظر تو چه شد که چنِین عملِی از او سر زد.
زن بعد از قدرِی فكر گفت: هنگامى كه محمد باقر را در رحم داشتم، روزِی به خانه همسايه رفتم، درخت انارى در خانه همساِیه بود كه توجّه من را جلب كرد. سوزنى را در انار فرو کردم و قدرى از آن چشيدم. علامه مجلسى با شنيدن سخن همسرش آهى كشيد و به راز مطلب پى برد.[٢]
[١] عاقبت و کِیفر گنهکاران، سِید جواد رضوِی.
[٢] خانواده در اسلام، حسين مظاهرى، ص: ١٦١.