جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٣٥ - ١ انکار حقائق ریشه در تعصّب
١. انکار حقائق رِیشه در تعصّب
فرعون براى ترساندن حضرت موسى علِیه السلام دست به تهديد زد و گفت: اگر از ادعاِی نبوت خود دست برندارى و خداِیى غير از من اختِیار كنى، تو را به زندان مِیاندازم. حضرت موسى گفت: اگر چه دليل روشنى بر حقانِیّت خود بِیاورم! فرعون گفت: دليلت چيست؟ موسى عصاى خود را به زمين انداخت و به اعجاز الهِی بهصورت اژدهاِی ترسناکِی درآمد. فرعون از ديدن آن مبهوت شد و گفت: معجزه ديگرى هم دارى؟ موسى دست در گريبان برد و بيرون آورد و دستش منوّر به نور درخشنده و خيره كنندهاِی شد.
دِیگر براى فرعون حرفى باقى نمانده بود اگر حالت حقپذِیرِی داشت و تعصّب بِیجا به خرج نمِیداد مِیبايست در برابر اين معجزات واضح و روشن تسليم شود و دست از سركشى و طغيان بر دارد، ولى حب رياست و تعصّب جاهلِی آنچنان بر دل و جان او حكمفرما بود كه مانع پذِیرش حق شد ابتدا به موسِی تهمت سحر و جادو زد و عاقبت با مشاوره اطرافيان خود مامورانى را به شهرها فرستاد تا ساحران آزموده را نزد او بياورند سپس آمادگى خود را براى مبارزه با موسى اعلام کرد.
ساحران طنابهايى را در ميدان افكندند كه درون آنها از جيوه پر شده بود و چون آفتاب بر آنها تابيد، به حركت درآمد و بهصورت مارهاى وحشتناك و متحرکِی در نظر مردم جلوه كرد. ساحران ِیا همان شعبده بازان آنقدر به پيروزى خود اطمينان داشتند كه بى اختيار گفتند: به عزت فرعون قسم كه پيروزى از آنِ ماست. در اِین هنگام موسى عصاى خود را بر زمِین افکند و بهصورت اژدهاِیى شد و در يك لحظه تمام طنابها و ابزار ساحران را بلعيد به طورِی که اثرى از آنها به جا نگذاشت.
ساحران که خود اهل فن و استاد تشخيص بودند و مِیدانستند کار موسى شباهتِی به سحر و جادو ندارد و معجزهاِی از جانب خداوند است و دست بشر در آن دخالتى ندارد، بدون هِیچگونه تعصّبِی با اِین که جانشان در خطر بود حق را پذِیرفته و همگى به سجده افتادند و گفتند: ما به خداى موسى ايمان آورديم. (قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ)[١]
[١] سوره شعراء، آِیه ٢٦.