جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٢٧ - ٦١ آغاز آموزش از خردسالی
صبح ِیک دِینار و ِیک درهم به او مِیداد و مِیگفت: فرزندم به اوّلِین فقِیرِی که رسِیدِی اِین پولها را صدقه بده. ايـن كـار موجب شد تا او به بخشِیدن عادت کند و مردِی سخاوتمند بار بِیاِید. مادرش با اين كار ساده به او فهماند همان طور كه بايد به فكر خود باشِی، بايد به فكر ديگران هم باشِی. از همان کودکِی تا جوانِی و تا زمانِی که به مقام وزارت رسِید، هِیچگاه سفارش مادر را ترک نکرد. [١]
Q نکته: صدقه ِیا هدِیهاِی كه والدِین مِیخواهند به دِیگران بدهند بهتر است توسط بچه باشد تا با اِین کار به او بخشش و مهربانى را ياد داده و صفاتِی از اِین قبِیل به مرور زمان عادت آنان شود. رسولخدا صلِّی الله علِیه و آله فرمود: خداوند رحمت كند پدرِی را كه فرزندش را در نيكِیکردن يارِی نماِید بدِین وسِیله که ابتدا خود به او نِیکِی و مهربانِی کند و سپس به تربِیت و تأدِیب نِیکوِی او بپردازد. (رَحِمَ اللهُ عَبْداً اَعانَ وَلَدَهُ عَلي بِرِّهِ بِالاِحْسانِ اِلَيْهِ وَ التَّاَلُّفِ لَهُ وَ تَعْليمِه وَتأديبِه)[٢]
٦١. آغاز آموزش از خردسالِی
از بزرگِی که به مراتب عالِی معنوِیت رسِیده بود پرسيدند چگونه به اين مقام رسيدى؟ او در پاسخ گفت: من در كودكى همراه دايىام زندگى مِیكردم. وقتى هفت ساله بودم نيمه شبِی دايىام را ديدم كه مشغول نماز است. از حالت او خوشم آمد كنارش نشستم تا نمازش تمام شد. آنگاه از من پرسيد پسرم، چرا اِینجا نشستهاى؟ برو بخواب.
گفتم: از كار شما خوشم آمده مِیخواهم پهلوى شما بنشينم. داِیِی گفت: برو بخواب. رفتم خوابيدم. شب بعد از خواب بيدار شدم و همان مسأله تکرار شد و من كنار او نشستم. داِیِی به من گفت: برو بخواب. گفتم: دوست دارم هر چه شما مِیگوِیِید من هم تكرار كنم.
دايى من را رو به قبله نشانيد و گفت: يك مرتبه بگو: يا حاضر يا ناظر. ِیعنِی اِی خداِیِی که در همهجا حاضر و ناظر بندگان هستِی. من هم تكرار كردم. سپس گفت: براى امشب كافى است برو بخواب. اين كار چند شب تكرار شد و هر شب آن دو ذکر را چند بار تكرار مِیكردم. كم كم وضو گرفتن را آموختم و با وضو ذکر يا حاضر يا ناظر را مِیگفتم.
[١] تربيت فرزند از نظر اسلام، حسِین مظاهرِی ص: ٨.
[٢] مستدرك الوسائل، ج ٢، ص: ٦٢٦.