جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٨٦ - ١٩ آرزوى پوچ و کاذب
طاووس ِیمانِی که شاهد اِین مناجات عاشقانه بود مِیگوِید: من نزدِیک رفتم و سر آن حضرت را بر زانو نهادم. چنان گرِیه کردم که قطرات اشکم بر صورت آن حضرت چکِید. حضرت نشست و فرمود: چه کسِی من را از مناجات با پروردگارم بازداشت؟ عرض کردم: فرزند رسولخدا! من طاوس ِیمانِی هستم. اِین همه ناله و فغان براِی چِیست؟ ما گنهکارانِ سِیاه روِی، باِید چنِین آه و ناله کنِیم نه شما که پدرت امام حسِین علِیه السلام و مادرت فاطمه علِیها السلام و جدّت پيامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله است!
حضرت رو به طاووس کرد و فرمود: چه دور رفتهاِی اِی طاوس! از پدر و مادر و جد حسب و نسب سخن نگو. خداوند بهشت را آفرِیده براِی بنده مطِیع و نِیکوکار، اگر چه غلام سِیاه حبشِی باشد و جهنم را آفرِیده براِی بنده معصِیتکار، اگر چه سِیّد قرِیشِی باشد مگر نشنِیدهاِی که خداوند مِیفرماِید: (فَإِذَا نُفِخَ فِِی الصُّورِ فَلاَ أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذ وَ لاَ يَتَسَاءَلُونَ)[١] هنگامِی که قِیامت برپا شود دِیگر نسب و خوِیشاوندِی فاِیدهاِی نبخشد، کسِی از حال دِیگرِی نپرسد. به خدا سوگند! براِی قِیامت چِیزِی جز عمل صالح به انسان سود نبخشد. [٢]
١٩. آرزوى پوچ و کاذب
شخصى از امام صادق علِیه السلام پرسيد: گروهى از دوستان شما گناه مِیكنند و مِیگويند: به رحمت خدا امِیدواريم. حضرت در جواب فرمود: آنها دروغ مِیگويند كه از دوستان ما هستند، آنان قومى هستند كه آرزوهاى پوچ و خالِی آنها را به اين طرف و آن طرف کشانده و مغرورشان کرده است.
كسى كه به چيزى «مثل رحمت و مغفرت الهِی و بهشت...» امِیدوار است، براى رسيدن به آن تلاش مِیكند و كسى كه از چيزى خائف و ترسان است «مثل جهنم و حسابرسِی قِیامت» از کارهاِیِی که او را سوق به آن مِیدهد، دورى مِیگزِیند. [٣]
[١] سوره مؤمنون، آِیه ١٠١.
[٢] بحار الأنوار، مجلسِی، محمد باقر، ط دار الاحِیاء التراث، ج ٤٦، ص: ٨١.
[٣] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ٤٤٠.