جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١٩ - ٥١ ایجاد همبستگی در بین فرزندان
٤٩. فاطمه خيلى خوب است
در زمـسـتـان ١٣٦٣، خداوند به من دخترى عطا فرمود. او را خدمت مرحوم امام خمِینِی قدّس سرّه بردم. ايشان با ديدن نوزاد، بىدرنگ دستها را پيش آورد و قنداق كودك را گرفت و پرسيد: پسر است يا دختر؟گفتم: دختر. ايـشـان بـا شـنـيدن اين حرف، نوزاد را در آغوش فشرد. پيشانِیش را بوسيد و سه بار فرمود: دختر،خيلى خوب است... آن گاه از نامش سؤال كرد.گفتم: مِیخواهِیم شما نامى برايش انتخاب بفرماييد. امام بدون تأمّل فرمود: فاطمه، فاطمه، فاطمه خيلى خوب است.[١]
٥٠. بهترين نامها
چـهـارمِیـن فرزندم كه به دنيا آمد، او را خدمت مرحوم امام قدّس سرّه بردم تا نامى برايش انتخاب كند. به ايـشـان عـرض كـردم: تـصـمِیم داشتم نامش را على بگذارم ولى ترجيح دادم شما نامى براى او انتخاب فرماييد. امام لبخند شيرينى به لب آورد و فرمود: از على بهتر چيست؟! [٢]
٥١. اِیجاد همبستگِی در بِین فرزندان
پِیرمردِی پسرهاِی زِیادِی داشت. آنان پِیوسته با هم دعوا و منازعه داشتند. پِیرمرد نگران بود که نکند اِین دعوا بِین فرزندانش ادامه پِیدا کند و همدِیگر را نابود کنند. او هر روز از فرزندانش مِیخواست که با آرامش و شادِی کنار هم زندگِی کنند، اما فرزندان گوشِشنواِیِی نداشتند و همان رفتار همِیشگِی خود را تکرار مِیکردند تا اِین که پِیرمرد روزِی تدبِیرِی به ذهنش رسِید. همه پسرانش را جمع کرد و به آنها بسته چوبِی داد و گفت: اِین بسته چوب را بشکنِید. پسران ِیکِیِیکِی امتحان کردند اما هِیچکدام قدرت بر شکستن آن را نداشتند فرزندان به پدر گفتند: ما قدرت ندارِیم اِین دسته چوب را بشکنِیم.
[١] در سايه آفتاب، ص: ١٢٦.
[٢] در سايه آفتاب، ص: ١٢٩.