جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣١٧ - ٣١ تلاش برای رسیدن به بالاترین مراتب تقوی
نداشت. برادر پرسِید: جرِیان چه بوده است. گفت: من در برگشت از سفر تجارِی به جانب بلخ رفتم و مردى همسفرم بود و همراه خود كنِیز زِیباِیِی داشت.
از نهر بلخ شبانه گذشتِیم همسفر من كه صاحب آن كنِیز بود براِی کارِی به جاِیِی رفت و وسائل و کنِیزش را به من سپرد. وقتِی او رفت من دست كنِیز را گرفتم و شِیطان بر من مسلط شد. هِیچ كسِی از اِین ماجرا جز خدا اطلاع نداشت...
آن مرد بعد از پِیشگوِیِی آن حضرت در سفرِی به مكه خدمت امام صادق رسِید و جرِیان را نقل كرد. حضرت فرمود: توبه و استغفار كن و مراقب باش دِیگر چنِین كارى نكنى. آن مرد بعد از اِین جرِیان از ارادتمندان آن حضرت گردِید. [١]
٣٠. اصحاب راستِین امام صادق علِیه السلام
ابوصباح كنانى به امام صادق علِیه السلام عرض کرد: ما به جهت تبعِیت از شما از مردم چه زخم زبانها و فحش و ناسزاهاِیِی که نمِیشنويم! امام صادق فرمود: آِیا براستِی شما را اين گونه به خاطر تبعِیت از ما سرزنش مِیكنند؟! ابوصباح گفت: آرى.
حضرت فرمود: اصحاب راستِین ما تنها اهل تقوِی و اهل ورع هستند. آنان که خدا را به امِید پاداش الهِی بندگِی مِیكنند اصحاب من چنين افرادى هستند. (إِنَّمَا أَصْحَابِي مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ وَ عَمِلَ لِخَالِقِهِ وَ رَجَا ثَوَابَهُ فَهَؤُلَاءِ أَصْحَابِي) [٢]
٣١. تلاش براِی رسِیدن به بالاترِین مراتب تقوِی
روزِی امام صادق علِیه السلام به ِیکِی از اصحاب خود بنام ابِیزِید فرمود: از ما نِیست «از شِیعِیان درجه عالِی ما نِیست» و به درجه کرامت نرسد آنکس که در شهر صد هزار نفرِی ِیا بِیشتر از آن زندگِی کند و در آن شهر کسِی باتقواتر از او باشد. (لَيْسَ مِنَّا وَ لَا كَرَامَه مَنْ كَانَ فِي مِصْر فِيهِ مِائَه أَلْف أَوْ يَزِيدُونَ وَ كَانَ فِي ذَلِكَ الْمِصْرِ أَحَدٌ أَوْرَعَ مِنْهُ)[٣]
[١] بحار الأنوار (ط - بِیروت) ج٤٧، ص: ٧٥، الخرائج و الجرائح، ج۲ ص: ۶۱۷.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٢ ص: ٧٧ ح ٦.
[٣] الكافي، طبع دار الکتب الاسلامية، ج ۲، ص: ۷۸، ح ۱۰.