جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣٣ - ٤ جواز احترامِ فرد موذی به جهت تقیّه
بِیاعتقادِی به خدا و غرور آنان بود، عذابِی نازل نمود و آن باغ بزرگ را از آنان گرفت به گونهاى كه همه باغ سوخت و همچون شب سياه تاريك گرديد.
آنان از کردار خود پشيمان شدند و خود را سرزنش كردند كه چرا فرمان خدا را انجام ندادند و به اين روز سياه مبتلا گشتند. همان برادر معترض که فرد عاقلِی بود به آنان گفت: مگر به شما نگفتم به ياد خدا باشيد و او را تسبيح گوِیِید. (قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لاَ تُسَبِّحُونَ) آنان در جواب گفتند: واى بر ما كه راه طغيان را پيش گرفتيم. امِیدواريم خداوند به ما عوض اِین اموال تلف شده را در دنِیا ِیا قِیامت بدهد... (قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها)[١]
Q نکته: برخِی گمان کردهاند تقِیّه از نظر ماهِیّت همان نفاق و دروغ است. ابنتِیمِیه مِینوِیسد: تقِیّه از بدعتهاِی شِیعِیان است، تقِیّه ِیعنِی کسِی سخنِی را بر خلاف آنچه در دل دارد بر زبان جارِی کند. و اِین همان دروغ و نفاق است. (التَّقِيَّه وَ هُوَ أَنْ يَقُولَ أَحَدُهُمْ بِلِسَانِهِ خِلَافَ مَا فِي قَلْبِهِ وَ هَذَا هُوَ الْكَذِبُ وَ النِّفَاقُ)[٢]
٤. جواز احترامِ فرد موذِی به جهت تقِیّه
مردى اجازه خواست تا نزد پِیامبر اكرم صلِّی الله علِیه و آله برسد. حضرت فرمود: اجازه دهيد وارد شود با اِین که او در ميان طائفه و خويشان خود مرد بسِیار بدِی است. (بِئسَ أخوالعَشيرَه!) چون مرد به محضر پِیامبر رسِید، آن حضرت چنان او را احترام نمود و با روِیخوش از او استقبال کرد كه اطرافِیان پنداشتند او نزد پِیامبر مقام و جاِیگاه بزرگِی دارد. بعد از بِیرون رفتن آن فرد، از آن حضرت سؤال شد: ِیا رسولالله شما فرموديد: اين مرد بدِی است ولِی هنگامِی که آمد به او احترام بسيار نموديد؟
حضرت فرمود: در قيامت بدترين مردم نزد خدا كسانى هستند كه ديگران دوست نمِیدارند با آنها مصاحبت کنند ولِی به جهت ترس از آزار و شرارتشان آنان را احترام مِیکنند. (إنَّ مَنْ شَرِّ عِبادِ اللهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحشِهِ!)[٣]
[١] سوره قلم، آيه ٣٢. ترجمه تفسير الميزان، موسوى، محمد باقر، ج١٩، ص: ٦٣٣.
[٢] منهاج السنه، ابنتِیمِیه، احمد بن عبدالحلِیم، ج۱، ص: ۶۸.
[٣] الكافي، طبع دار الکتب الاسلامية، ج٢، ص: ٣٢٦.