جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١٢ - ٣٥ نصیحتی پدرانه
گفتند: آرى. پسر گفت: چه حقوقى؟ گفتند: نام نيك، تعليم قرآن، تربيت صحيح و...
پـسـر گـفـت: در اين صورت من بايد شاكى باشم، چون پدرم حقوق من را رعايت نكرده و چيزى به من نياموخته و نام نيك هم برايم انتخاب نكرده است. از همه مهمتر اِین که مادر من قبلا همسر ِیک فرد مجوسى بوده است...[١]
٣٥. نصِیحتِی پدرانه
لقمان حکِیم ِیکِی از فرهِیختگان بنِیاسرائِیل بود. رضاِی خدا را در کارهاِی خود در نظر داشت. ِیکِی از زِیباِیِیهاِی زندگِی وِی توجّه به مسأله تربِیت بود. آن روز با فرزندش نشسته بود و از باِیدها و نباِیدهاِی زندگِی سخن مِیگفت، از خداِیِی که باِید اطاعتش کرد، از گناهانِی که نباِید گرد آنها رفت، از حلال و حرام خدا، در توصِیه به فرزندش فرمود: فرزندم! پيش از تو مردم براى فرزندان خود اموالِی را جمع كردند، امّا نه آنچه جمع كردند، باقى ماند و نه خود آنان باقِی ماندند.(قَدْ جَمَعُوا قَبْلَكَ لِأَوْلَادِهِمْ فَلَمْ يَبْقَ مَا جَمَعُوا وَ لَمْ يَبْقَ مَنْ جَمَعُوا لَهُ)
تو در حقيقت در دنِیا مأمور انجام كارى شدِی و در مقابل آن، وعده مزدى براِی آخرت به تو دادهاند. پس كار خود را كامل انجام بده و مزدت را كامل بگير. در اين دنيا چون گوسفندى نباش كه در كشتزارى سرسبز افتاده و آن قدر چريده و چاق گشته و وقت مرگش فرا رسِیده است.
بلكه دنيا را همچون پُلى بر روى رودخانهاى بدان كه از آن گذشته و پشت سر مِیگذارى و ديگر هرگز به سوى آن برنمى گردى. تو مأمور آباد كردن آن نيستى. فردا در پيشگاه خدا از چهار چيز بازخواست خواهى شد: از جوانيت كه چگونه به پيرى رساندى، از عمرت كه در چه راه گذراندى، از مالت كه از چه راه به دست آوردى و در چه راه خرج كردى. پس خود را براى آن روز آماده ساز و براى آنها پاسخى فراهم كن. براى آنچه در دنيا از دست دادهاى غصه نخور، زيرا اندكِ دنيا پايدار نِیست و بسيارِ آن هم مايه فتنه و بلاست. به هوش باش و در كار خويش بكوش و پرده غفلت از چهره خود كنار زن و به خوبى پروردگارت را بجوى و به سوِی او توبه كن و پيش از آنکه مرگ ميان تو و خواستههايت فاصله بِیندازد، در استفاده از فرصتى كه دارى بشتاب...[٢]
[١] اسلام و تربيت كودك، احمد بهشتى، ص: ٢٢٨.
[٢] الكافي، طبع دار الکتب الاسلامية، ج٢، ص: ١٣٥.