جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣٨ - ١١ لزوم مخفیکردن عقیده در شرایط تقیّه
١٠. تقِیّه براِی حفظ ياران
امام باقر علِیه السلام حدود ٢٠ سال امامت كرد. در اين مدت با چهار خليفه اموى همعصر بود: ١. سليمانبنعبدالملك. ٢. عمربنعبدالعزيز ٣. يزيدبنعبدالملك ٤. هشام بنعبدالملك، حضرت در آخر عمر شرِیفش حدود ده سال با حكومت هشامبن عبدالملک روبرو شد، آن حضرت هرگز تسليم هشام نشد و همواره در فرصتهاى مناسب، نارضايتى خود را نسبت به دولت طاغوتى هشام، اظهار مِینمود و مانند اجداد پاكش، در جبهه مخالف طاغوتها بود، اگر چه امكان جنگ گرم نبود، ولى در جبهه فرهنگى، درست در مقابل جريان سلطنت امويان قرار داشت با اِین که در اين دوران امام باقر و يارانش به شدت تحت نظر بودند،
حمزهبنطيار از پدرش محمد نقل مِیكند كه به خانه امام باقر رفتم و اجازه خواستم که به محضر اِیشان برسم. آن حضرت اجازه نداد ولِی ديگران را به حضور پذيرفت. به منزل بازگشتم و در حالى كه ناراحت بودم بر تخت دراز كشيدم ولِی خوابم نمِیبرد. همِین طور فكر مِیكردم كه چرا امام به من اجازه ملاقات نداد ولِی به مخالفين خود اجازه ورود داد. در همِین فكر بودم كه خادم امام باقر به منزل من آمد و از جانب حضرت پِیامِی آورد که اكنون نزد ما بيا. لباسهايم را پوشيدم و با او به راه افتادم تا به حضور امام رسيدم.
حضرت رو به من کرد و فرمود: اى محمد! بدان که نه فرقه قدريه به حق است و نه حروريه و نه زيديه... بلكه حق با ماست من اگر تو را نپذيرفتم بخاطر اين بود که نکند توسط جاسوسان حكومت، شناخته شوِی و مورد اذِیت و آزار آنان قرار بگِیرِی.[١]
١١. لزوم مخفِیکردن عقِیده در شراِیط تقِیّه
گروهى از شيعيان، مِیخواستند از حجاز به عراق بروند، در مدينه به حضور امام باقر علِیه السلام رسيده و درخواست نصيحت كردند، حضرت به آنان فرمود:
لِمَنْ يَخَافُهُ- مِنَ الْمُخَالِفِينَ الْمُسْتَوْلِينَ عَلَى الْأُمَّةِ... فَهَذِهِ رَحْمَةٌ تَفَضَّلَ اللَّهُ بِهَا عَلَى الْمُؤْمِنِينَ رَحْمَةً لَهُمْ لِيَسْتَعْمِلُوهَا عِنْدَ التَّقِيَّةِ فِي الظَّاهِرِ) وسائل الشيعة، طبع آلالبِیت علِیهم السلام ج١، ص: ١٠٧.
[١] برگرفته از کتاب قصههاى تربيتى چهارده معصوم، محمد رضا اكبرى.