جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٦٠ - ٩ ورزش در سيره ائمّه علیهم السلام
حضرت ابوطالب مِیديد پسرش با هر كس كشتى مِیگيرد بر او پيروز مِیشود. هنگامى كه پيروزِی او را مِیديد با خوشحالِی مِیگفت: فرزندم على باز هم برنده شد. جالب اينكه حضرت على در بزرگِی هم مانند زمان كودكى ورزش كشتى را دوست مِیداشت و با قهرمانان كشتى مِیگرفت و هميشه برنده مِیشد.[١]
٩. ورزش در سيره ائمّه علِیهم السلام
امام صادق علِیه السلام به همراه پدر بزرگوار خود حضرت باقر علِیه السلام به مجلس هشامبنعبد الملك دعوت شدند. هشام بر كرسى خلافت نشسته بود و نظاميان در اطراف وى ايستاده بودند. روبروِی خليفه هدفى براى تيراندازى گذاشته بودند و بزرگان قوم در حضور وى تيراندازى مِیكردند. به محض ورود امام باقر علِیه السلام به مجلس. هشام به آن حضرت عرض کرد: شما نيز با بزرگان مملكت در اِین مسابقه شرکت کنِید.
حضرت فرمود: من پير شده و از وقت تيراندازيم گذشته است من را معاف کنِید. هشام اصرار كرد که حتماً باِید در مسابقه شركت كنِید سپس به يكى از بزرگان بنىاميه گفت: تير و كمانِی را به ايشان بدهد. امام باقر كمان را گرفت و تيرى در آن گذاشت و كمان را كشيد. تير با سرعت از كمان پر كشيد و در مركز نشانه نشست. تير دومِی را در كمان گذاشت و نشانه گرفت، آن هم در وسط چوب تير اول قرار گرفت و آن را شكافت.
امام ديگر فرصت نداد، پياپى تير مِیافكند هر تير به وسط تير قبلى مِینشست تا تعداد تيرها به نه عدد رسيد. در اين وقت هشام دِیگر نتوانست خود را كنترل كند. صدا زد چه نيكو تير انداختِید، شما ماهرترين تيرانداز عرب و عجم هستِید.
هشام از جا برخاست امام را به آغوش گرفت و احترام کرد و در كنار خود نشاند. سپس رو به امام كرد و گفت: مادامِی كه شما در ميان قريش هستِید، بر عرب و عجم امتياز دارِیم. حالا بگوِیِید: اين تيراندازى را چه كسى به شما آموخته و در چند مدّت ياد گرفتهاِید؟ امام فرمود: در نوجوانى مقدارى تمرين كردم.
[١] مناقب آل ابىطالب، ج ١، ص: ٩.