جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣١٠ - ١٩ فحش و ناسزا نشانه بیتقوایی
دِیگران قدردانِی و تشکر کنِیم. (هُوَ قَوْلُ الرَّجُلِ لَوْ لَا فُلَانٌ لَهَلَکْتُ وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَأَصَبْتُ کَذَا وَ کَذَا وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَضَاعَ عِِیَالِ) راوِی به امام عرض کرد: برخِی از مردم مِیگوِیند: اگر لطف و مرحمت الهِی نبود و فلانِی را به کمک من نمِیفرستاد. هلاک مِیشدم آِیا چنِین تعبِیرِی صحِیح است؟ حضرت فرمود: مانعِی ندارد. [١]
رسولالله صلِّی الله علِیه و آله فرمود: هر کس تقوِی روزِیش شود، به خِیر دنِیا و آخرت نائل گشته است. (مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَِیرَ الدُّنِیا وَالآخِرَهِ)[٢]
١٨. رعاِیت تقوِی در مراقبت از قلب و زبان
لقمان دورانِی به بردگِی روزگار خود را مِیگذرانِید تا اِین که او را به اسارت از حبشه به بِیتالمقدس آوردند، روزِی مولاِیش به وِی گفت: گوسفندِی را ذبح کن و بهترِین عضوش را به نزد من بِیاور. لقمان به دستور مولا عمل نمود و دل و زبان گوسفند را به نزد مولا آورد. مولاِیش روز دِیگر به او گفت: گوسفندِی را ذبح کن و پستترِین عضو آن را نزد من بِیاور. لقمان گوسفندِی را کشت و زبان و دل او را به حضور ارباب آورد. مولِی علّت آن را پرسِید، لقمان گفت: اگر اِین دو عضو پاک باشند بهترِین عضو هستند و اگر ناپاک و پلِید باشند بدترِین عضو خواهند بود. [٣]
١٩. فحش و ناسزا نشانه بِیتقواِیِی
امام صادق علِیه السلام دوستى داشت كه همواره ملازم آن حضرت بود، روزى آن حضرت به همراه آن مرد از بازار كفاشها عبور مِیكرد و غلامش هم پشت سرش حرکت مِیکرد. ناگاه آن مرد به عقب نگاهِی كرد و غلام خود را نديد، تا سه بار به پشت سر نگاه كرد ولِی غلام را نديد، بار چهارم وقتى كه او را ديد با کلام زشتِی او را صدا زد و سپس گفت: كجا بودى؟! امام صادق وقتى فحش و بد زبانى را از او شنِید به شدت ناراحت شد و دست خود را به
[١] مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج١١، ص: ١٧٥.
[٢] نهج الفصاحه، ص: ۷۶۹، ح ۳۰۱۵.
[٣] حکمت نامه لقمان، ص: ٥٦.