جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٩٨ - ١١ آموزش ارتباط عمیق با خداوند
باشد و مصاحبت با افرادِی که به جهت غرقشدن در شهوات و زندگِی مادِی، منکر حقائق واضح عالم شدهاند. باِید در انتخاب دوست براِی فرزند دقت کرد تا حتِی المقدور با افراد شاِیسته رفت و آمد داشته باشد. [١]
١١. آموزش ارتباط عمِیق با خداوند
چون برادران قصد كشتن ِیوسف را گرفتند، يوسف علِیه السلام رو به قبله نمود و دعا كرد و گفت: اى خداِیى كه جدّم ابراهِیم را از شرِّ نمرود نجات دادى و به او مژده دادِی. به پدر پيرم رحم كن و من را از كشتن نجات بده. دعاِی ِیوسف به اجابت رسِید.
با اِین که برادران ِیوسف قصد کشتن او را داشتند در آن حال يكى از آنان به نام يهودا که مناجات يوسف را شنِید به غيرتش برخورد و دلش سوخت. رو به يوسف کرد و گفت: اى برادر دل قوىدار كه تا جان در بدن دارم نمِیگذارم كسى به كشتن تو اقدام كند سپس رو به برادران کرد و گفت: او را نكشيد شما با من پيمان بسته بوديد كه تصمِیم به قتل يوسف ندارِید... بالاخره برادران از كشتن او صرفِ نظر كردند. [٢]
وقتى برادران يوسف علِیه السلام از كشتن او صرف نظر كردند قرار شد او را در چاه بيندازند، هر چه يوسف دست به دامن برادران شد که از اِین کار صرف نظر کنند فايدهاى نداشت. در اِین حال يوسف فرمود: لااقل مهلت دهيد دو ركعت نماز بخوانم. برادران گفتند: تو نماز خواندن را از که آموختِی. يوسف گفت: من پيامبر زادهام و بسيار با پدر در محراب نماز ايستادهام.
يوسف دو ركعت نماز خواند و بعد از نماز صورت خود را بر خاك گذاشت و گفت: خدايا خود را به تو مِیسپارم، ِیوسف در اِین گرفتارِی بوسِیله نماز از خدا ِیارِی خواست چنانکه در قرآن در مواجهه با شدائد و گرفتارِیها توصِیه به اِین امر شده است. (اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاه) [٣]
[١] دانستنيهاى تاريخى، ص: ٣٩٨.
[٢] منهج الصادقِین، ج ٥، ص: ١٧.
[٣] تفسير نمونه، مکارم شِیرازِی، ج ٩، ص: ١٦.