جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٩٨ - ٢ ابراهیم خلیل الرحمن
شرح كوتاه: تسلِیم در لغت به معناِی گردن نهادن و راضِیشدن است.[١] و در اصطلاح در دو معنا استفاده مِیشود: اول: اطاعت بِیچون و چرا از دستورات خداوند و پِیامبر و اوصِیاِی آن حضرت. دوم: پذِیرش مقدرات الهِی نسبت به تقسِیم نعمتها و حوادث طبِیعِی روزگار بدون هِیچگونه شکاِیت و اعتراض، بدِین معنِی که فرد در مقابل دستورات الهِی و نِیز تقدِیرات الهِی مثل فقر، مرِیضِی، مرگِ عزِیزان... تسلِیم محض باشد و به خالق حکِیم هِیچگونه اعتراض و شکاِیتِی را در زبان و قلب نداشته باشد.
١. فرق بِین تسلِیم و رضا و توکل در بِیان مرحوم نراقِی
تسلِیم ِیا تفوِیض به مقام رضا نزدِیک است و بلکه فوق مقام رضاست زِیرا تسلِیم عبارت است از ترک خواهشها در امور زندگِی و واگذارِی همه امور به خداوند. پس تفوِیض از مقام رضا هم بالاتر است، زِیرا در مرتبه رضا، افعال خدا موافق طبع است و فرد راضِی به امورِی است که خدا براِیش پِیش آورده از اِین جهت که خواسته او همان خواست خداست.
ولِی در تسلِیم موافقت با طبع لحاظ نشده و موافقت و مخالفت آن به کلّى به خداوند واگذار شده است، به همِین دلِیل بالاتر از مرتبه توکّل نِیز هست، زِیرا توکل، عبارت است از واگذارِی امور به خدا و وکِیل نمودن خدا در همه امور. پس تعلّق متوکل به امور خود باقى است، ولى در مرتبه تسلِیم قطع کلّى علاقه از امور متعلّق به خود است. [٢]
٢. ابراهِیم خلِیل الرحمن علِیه السلام مجسّمه تسلِیم
خداوند حضرت ابراهيم علِیه السلام را مأمور كرد كه فرزند دلبندش اسماعيل علِیه السلام را قربانى کند، اين امر آزمايشِی بود تا مِیزان تسلِیم ابراهيم در برابر فرمان خداوند معلوم گردد و عناِیات خاص خدا از روى شايستگى به او برسد. اسماعِیل حدود سيزده سال داشت که ابراهيم مأمور به ذبح او گردِید. بعد از سه بار كه در عالم رؤيا اِین دستور به حضرت ابراهيم داده شد و يقين پِیدا کرد كه وحى الهى است، مطلب را با فرزندش در ميان گذاشت. اسماعيل
[١] لسانالعرب، ابن منظو، ذِیل ماده سلّم.
[٢] علم اخلاق اسلامى (ترجمه جامع السعادات)، ج ٣، ص: ٢٦٩.