جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٤ - ١٩ مناجات عارفانهای که سبب پذیرش اسلام شد
١٨. فلسفه تلخى گوش، شورى چشم، بِیمزّهبودن آب دهان
روزى ابنابىليلى به همراه مردِی كوفى خدمت امام صادق علِیه السلام رسِیدند، حضرت به ابنابىليلى فرمود: اين شخص كيست؟ عرض كرد: مردى از اهالى كوفه به نام نعمان كه صاحب رأى و نظر و داراى نفوذ كلام است. حضرت فرمود: همان كسى كه بر مبناِی قياس رأِی مِیدهد؟ عرض كرد: آرِی.
حضرت به او فرمود: اى نعمان! آيا مِیتوانى سرت را با ساير اعضاء بدنت قياس نماِیى؟ نعمان پاسخ داد: خير. حضرت فرمود: آيا مِیشناسى كلمهاى را كه اولش كفر و آخرش ايمان باشد؟ گفت: خير. امام پرسيد: آيا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مايع چسبناك گوش و بىمزّهبودن آب دهان و رطوبت حلق، شناختى دارى؟ عرض کرد: خير. ابنابىليلى به آن حضرت عرض کرد: فدايت شوم، شما خود، پاسخ آنها را بيان فرماِیِید.
امام صادق علِیه السلام فرمود: خداوند متعال چشم انسان را از چربى آفريده است. اگر مايع موجود در آن شور مزّه نبود چربِی داخل آن فاسد مِیشد. ضمن اِین كه اگر چيزى در چشم برود به وسيله شورى آب چشم تحلِیل شده و آسيبى به چشم نمِیرساند. خداوند در گوش تلخى قرار داد تا مانع ورود حشرات به مغز سر شود. بىمزّهبودن آب دهان هم براِی چشِیدن مزّه غذاها است. به وسيله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سينه خارج مِیگردد. امّا كلمهاى كه اولش كفر و آخرش ايمان است: کلمه لا إله إلاّ اللّه است كه اولش «لااله»يعنى هيچ خداِیى نِیست و آخرش «الاّ اللّه» است يعنى، مگر خداى يكتا و بىهمتا.[١]
١٩. مناجات عارفانهاِی که سبب پذِیرش اسلام شد
امام کاظم علِیه السلام چون بِیمار شد، پزشکِی ِیهودِی را براِی معالجه آن حضرت آوردند، حضرت به پزشک فرمود: کمِیصبر کن، من دوستِی دارم. با او مشورت کنم. آنگاه روِی از پزشک برگرداند و به جانب قبله اِین دو بِیت شعر را خواند:
اَنْــــت اَمْــــرَضْتَــــنِی وَ أنْتَ طبِیـــبِی فتفضَّلْ بِنَظْرَه ِیا حَبِِیبِی
وَ اسْقِنِی مِنْ شَرابِ وَ دِّک کأساً ثُمَّ زِدْنِی حلاوَه التَّقْرِیبِ
[١] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، ج ٢، ص: ٢٩٥، ح ١٤، مناقب ابن شهر آشوب: ج ٣، ص: ٣٧٩.