جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٩٢ - ١٧ چاپلوسی در مقابل حجاجِ خونخوار
كردم تا به خواب رفتم، در خواب مرد جليل القدرِی به نزدم آمد و دستش را بر چشمان كور من گذاشت و گفت: من ابو الوكيل پدر كريم خان هستم و چشمت را شفا دادم. بعد از اين صحبت از خواب برخاستم ديدم چشمهاِی نابيناِی من باز شده و جهان تاريك در برابر ديدهام روشن گرديده است، اينك خدمت رسيدم تا به عرض برسانم كه اِی قبله عالم شما فرزند چنين پدرِی هستيد هر امرِی بفرماِیِید مطيع فرمان شما هستم.
كريم خان دستور داد جلاد بيايد تا چشمان اين مرد چاپلوس دروغگو را از جا درآورد، حضّار به شفاعت برخاسته و گفتند: اين مرد از شدت بيچارگِی چنين گفته تا بخششِی از شما نصِیب او شود، كريم خان با شفاعت عدهاِی از تقصير او گذشت و گفت: پدرم تا زنده بود در گردنه کوهها مِیاِیستاد و الاغ مردم را مِیدزديد و جلالت و احترامِی نداشت، حالا كه من به اين مقام رسيدهام، چاپلوسان براِی او مقبره ساختهاند و کسانِی همچون تو دروغگوِی چاپلوس او را صاحب معجزه مِیخوانند، اِی كاش چشمانت را در مِیآوردم تا مِیرفتِی دوباره از او چشم سالم بگِیرِی. [١]
Q نکته: در هر عصر و زمان چنين افراد چاپلوسِی بودهاند كه براِی به دست آوردن متاع ناچِیز دنيا حاضر بودند نزد اربابان و صاحبان منصبان چاپلوسِی كنند. فضائل کسانِی را که به حق شاِیسته مدح و ستاِیش هستند مثل آقا امِیرمؤمنان علِی علِیه السلام روپوشانِی کنند و بلکه گاه زبان به مذمت آنان بگشاِیند. گاهِی در اصل مشروعِیت قِیام سرور جوانان بهشت اباعبداللهالحسِین علِیه السلام با آن همه شهامت و شجاعت و بالاترِین مراتب اِیمان، اشکال و شبههافکنِی کرده و در عوض از ِیزِید و امثال او حماِیت مِیکنند. کار آنان را مشروع ِیا نهاِیت خطاِی در اجتهاد تفسِیر کرده و با اِین کار وزر و بال گناهان آنان را با خود حمل کنند.
١٧. چاپلوسِی در مقابل حجاجِ خونخوار
حجاجبنِیوسف ثقفِی نماِینده عبدالملک در عراق از ظالمان کمنظِیر تارِیخ بود. دشمنِی او با علِی علِیه السلام و آل علِی چنان بود که شِیعهبودن فرد براِی کشتن او کفاِیت مِیکرد.
مردِی نزد حجاج رفت. هنگام گفتوگو سخنِی گفت که حجاج ناراحت شد و بر سر
[١] كشكول ممتاز، محمد مهدي تاج لنگرودي، ص: ٢٠٥.