جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٩ - ٦ نگرانی برای قبول مرجعیّت
جالب آنكه سيد مجاهد كه قائل به حرمت شده بود نظر شيخ را پسنديد و از رأى خود برگشت و قائل به وجوب شد. ناگهان شيخ نظر خود را عوض كرد و ادلّه محكمتر از اول دالّ بر حرمت نماز جمعه اقامه كرد به طورى كه سيّد و حاضرين همه متحيّر ماندند از هر طرف ادله مختلف اقامه مِیکرد تا اِین که سيّد مجاهد پرسيد: اين جوان كيست كه اينگونه بر مبانى فقه و اصول مسلّط است؟ پدر شيخ فرمود: فرزندم مرتضى است.
سيد مجاهد فرمود: چشمت روشن اى شيخ، در چهره تابناك فرزندت تابندگى عجيبى را مِیبينم در آينده اُفق حوزههاى علمِیه شيعه بدان منوّر خواهد شد، مرحوم شيخ انصارِی با آن استعدادى كه داشت شب و روز در خدمت سيد مجاهد و نِیز مرحوم شريفالعلماء با جديّت زِیاد مشغول تحصيل علم شد. [١]
٦. نگرانِی براِی قبول مرجعيّت
مرحوم آيه اللّه محمّدحسن نجفى رحمه الله مشهور به صاحب جواهر در روزهاى آخر زندگي مرِیض حال بود. وِی دستور داد مجلسى تشكيل دهند تا همه علماى طراز اول نجف در آن شركت كنند. مجلس مزبور در محضر صاحب جواهر تشكيل شد. ولى شيخ انصارى در آن حضور نداشت. صاحب جواهر فرمود: شيخ انصارى را نيز حاضر كنيد. پس از جستجوى زياد ديدند شيخ در گوشهاى از حرم امِیرمؤمنان علِی علِیه السلام ايستاده و براى شفاى صاحب جواهر دعا مِیكند.
بعد از اتمام دعا، شيخ را به مجلس بردند. صاحب جواهر شيخ را بر بالين خود نشاند، دستش را گرفت و بر روى قلب خود نهاد و گفت: (آلآنَ طابَ لى المَوت) اكنون مرگ براى من گواراست. سپس به حاضرين فرمود: (هذا مرجِعُكُم مِن بَعدى) اين مرد مرجع شما پس از من است. بعد رو به شيخ انصارى نمود و فرمود: (قَلَّل مِن اِحتياطك فَاِنَّ الشَّريعَه سَمحَه سَهلَه) از احتياطات خود قدرِی بكاه چرا که دين اسلام دين سهل و آسانِی است.
آن مجلس پايان يافت و طولى نكشيد كه صاحب جواهر به ديار باقِی شتافت و نوبت به شيخ مرتضى انصارى رسيد كه زعامت امّت اسلامِی را بر عهده گيرد. امّا او با اينكه
[١] مردان علم در مِیدان عمل، نعمت الله حسِینِی، دفتر انتشارات اسلامِی، ج ١.