جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٣٩ - ٧ تفاخر نشانه تعصّب نژادی
٦. نتِیجه کنار گذاشتن تعصّبات قومِی
مردِی حضور پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله رسِید و عرض كرد: اِی رسولخدا، من را نصيحت کنِید! پِیامبر اکرم فرمود: (اذْهَبْ وَ لَاتَغْضَبْ) ِیعنِی برو و سعِی کن غضب نکنِی خشم خود را کنترل کنِی آن مرد با خود گفت: همين نصيحت من را كافِی است. او نزد قبيله خود رفت، ناگهان متوجه شد که مقدمه جنگ خونينِی در ميان دو قبِیله پديد آمده و افراد هر دو گروه، اسلحه به دست گرفته و صف كشيده و آماده جنگ شدهاند.
آن مرد تحريك شد و به نفع قبِیله خود اسلحه برداشت و به صف قوم خود پيوست. ناگاه سخن پِیامبر اکرم به يادش آمد كه فرمود: غضب نكن. همان دم اسلحه را به كنارِی انداخت و آرام به طرف قبِیله مقابل كه آماده جنگ با قومش بودند، رفت و به آنان گفت: هر زخم و قتلِی كه از ناحيه قبِیله ما به شما رسيده و نشان ندارد «ضارب يا قاتل آن مشخص نيست» خون بهاِی آن بر عهده من است و از مال خود مِیپردازم و هر زخم يا قتلِی كه نشان دارد ضارب يا قاتلش معلوم است از ضارب يا قاتل بگيريد.
همين پيشنهاد نرم و صلحآميز و به دور از تعصّب قبِیلهاِی باعث شد كه آنان هم آرام شدند و در پاسخ گفتند: اگر بناِی به گذشت باشد ما به گذشت سزاوارتريم، در نتيجه کنار گذاشتن تعصّب قومِی، بين دو قبِیله صلح و همبستگِی برقرار شد. [١]
٧. تفاخر نشانه تعصّب نژادِی
تعصّبات نژادِی دو طائفه قرِیش به نام بنو سهم و بنو عبد مناف کار را به جاِیِی رساند که به شمارش مردگان خود پرداخته و به جهت کثرت مردگان به ِیکدِیگر تفاخر کرده و مِیگفتند: ما از نظر تعداد مردگان از شما بِیشتر هستِیم و اِین امر را نشانه برترِی خود مِیدانستند. اِین بود که آِیه ذِیل نازل گشت و آنان را بر اِین کار جاهلِی توبِیخ نمود. (أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ)[٢]
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ٣٠٤.
[٢] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، ج ٧٠، ص: ١٣٨. تفسير كبير فخر رازى. ذِیل آِیه شرِیفه مزبور.