جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٩٣ - ١ تکبّر نشانه جهل
ب: جهل و نادانِی
راغب براِی جهل سه معنا ذکر نموده است:
ü اول: نداشتن علم در موضوع خاص که معناِی اصلِی جهل است.
ü دوم: اعتقاد غلط و غِیر واقع.
ü سوم: انجام کارهاِی جاهلانه «بدِین معنِی که کارها و تصمِیمات فرد بر اساس تفکر و عاقبتاندِیشِی و تحقِیق نباشد و پِیوسته پشِیمان شده و مورد سرزنش قرار بگِیرد.[١]
خداوند مِیفرماِید: اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بِیاورد، درباره آن تحقِیق كنِید، مبادا بواسطه گفتار ِیک فاسق به گروهى از روى نادانى آسِیبِی برسانِید و از كرده خود پشِیمان شوِید! (فَتَبَِیّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَه فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ)[٢]
١. تکبّر نشانه جهل
روزى حضرت آدم علِیه السلام در طرف چپ خود سه صورت سياه و بدقيافه و در طرف راست خود سه صورت نورانى را دِید. ابتدا از صورتهاِی سمت راست پرسيد: شما كيستيد؟ اوّلى گفت: من عقل هستم. دومى گفت: من حياء. سومى گفت: من ترحّم هستم، آدم علِیه السلام پرسيد، جاى شما كجا است؟ اوّلى گفت: جاِی من در سر انسان، دومى گفت: جاِی من در چشم و سومى گفت: جاِی من در دل انسان است.
آدم به طرف چپ برگشت و از سه صورت سياه پرسيد: شما كيستِید؟ اوّلى گفت: من تكبر هستم و جاِی من در سر است، حضرت آدم فرمود: سر انسان که جاِی عقل است! او گفت: وقتِی من «تکبّر» وارد سر شوم، عقل خارج مِیشود. حضرت آدم از دومى پرسيد تو كيستى؟ گفت: من طمع هستم و جاِی من در چشم است. حضرت آدم فرمود: چشم كه جاى حياء است، گفت: وقتِی من «طمع» وارد چشمِی شوم، حياء خارج مِیشود، حضرت آدم از سومى پرسيد تو كيستى؟ گفت: من حسد هستم و جاى من دل است. حضرت آدم فرمود: دل كه جاى ترحّم است، گفت: اگر من وارد قلب شوم، ترحّم از قلب مِیرود.[٣]
[١] المفردات فِی غرِیب القرآن، راغب اصفهانِی، ذِیل ذِیل واژه.
[٢] سوره حجرات، آِیه ٦.
[٣] المواعظ العدديه (باب الثلاثه)