جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٩٠ - ١٢ چاپلوسی یکی از عوامل رشد امویان
١١. پاشيدن خاك بر چاپلوسان
شاعرِی نزد ِیکِی از خلفاء آمد و در حضور اطرافيان به مدح و ستايش او پرداخت، اطرافيان احسنت گفتند، مردِی خشمگين شد و مشتِی خاك بهصورت آن شاعر چاپلوس پاشيد. مردم به اِین رفتار او اعتراض کردند که اِین چه کارِی بود کردِی، او گفت: رسولخدا صلِّی الله علِیه و آله فرمود: بهصورت مدحکنندگان چاپلوس خاك بپاشيد.[١]
١٢. چاپلوسِی ِیکِی از عوامل رشد اموِیان
بنِیامِیه به انتشار دِین اسلام اهمِیت نمِیدادند. هدف آنان از پِیروزِیها تنها کسب غنِیمت و اموال مردم بود، از اِین رو در زمان آنان، انتشار اسلام در جاهاِی دور دست مانند ترکستان و هند متوقّف شد، در صورتِی که مردم آن نواحِی به اسلام تماِیل داشتند، اما بد رفتارِی خلفاِی اموِی آنان را از اسلام بِیزار کرد. اگر مختصر محبتِی مِیدِیدند، مسلمان مِیشدند.
عدّهاِی چاپلوس در دستگاه بنِیامِیه گرد هم آمده و با تملّقگوِیِی خلفاِی بنِیامِیه را بِیش از آنچه بودند، خود کام و ستمگر مِیساختند. اوّلِین آنان حجاجبنِیوسف ثقفِی بود که خلِیفه وقت را خلِیفه الله مِیخواند و خلافت را از نبوّت برتر مِیشمرد. همانگونه که کارگزاران خلِیفه نسبت به خلِیفه چاپلوسِی مِیکردند، دِیگران هم درباره کارگزاران خلِیفه تملّقگوِیِی کرده و آنان را در اهانت به اسلام، جرِیء مِیساختند.
خالد قسرِی عامل هشام اطلاع چندانِی از قرآن نداشت. اگر هم آِیهاِی را از حفظ مِیخواند با چند غلط همراه بود. روزِی براِی مردم خطبه مِیخواند و در ضمن آن چند غلط در تلفظ قرآن از او سر زد و بواسطه آن خطابه را قطع کرد. در اِین بِین مرد چاپلوسِی فرِیاد زد: اِی امِیر، از چه هراس دارِید؟ بِیجهت نگران نشوِید، انسان عاقل که قرآن را حفظ نمِیکند. حفظ قرآن کار احمقان است که با اِین کار بِیجهت وقت خود را تلف مِیکنند «ِیعنِی شما خدمات بزرگترِی را انجام مِیدهِید که حفظ قرآن در برابر آن هِیچ است» خالد از اِین سخن جان تازهاِی گرفت و گفت: راست گفتِی، خدا تو را بِیامرزد!. [٢]
[١] پندهايي از تاريخ، محمد محمدي اشتهاردي، ص: ٢٨٨.
[٢] هزار و ِیک حکاِیت اخلاقِی، ج ١ ص: ٣٤٦.