جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٩١ - ٩ ثمرات تربیت صحیح
جان خود، امام و برادرم، حسينبنعلى را رها کرده و به دنبال تو مِیآِیم، آن دامنى كه در آن پرورش ِیافته و آن پستانى كه از آن شير خوردهايم، اينچنِین ما را تربيت ننموده است.[١]
٨. كودكِی فهمِیده
حجاجبنيوسف، والى عراق عباد را مامور کرد تا مردِی را به قتل برساند. عباد تا اِین سخن را شنِید سخت ناراحت شد و حجاج را قسم داد كه از قتل او در گذرد، چرا که اداره زندگى ٢٤ زن و كودك به عهده او است و با قتل او زندگى آنها متلاشى مِیشود.
حجاج بعد از شنيدن سخنان او دستور داد خانواده او را به دارالاماره بِیاورند. موقعى كه بيست و چهار زن و بچه به دارالاماره قدم گذاردند و از تصميم حجاج، آگاه شدند و وضع رقتبار سرپرست خود را مشاهده كردند، به كلى خود را باختند، ولى برخلاف انتظار، در ميان شيون و زارِی آنها دختر عباد، از جا برخاست و گفت:
اى حجاج! يا بر ما منت بگذار و از كشتن او درگذر يا همه ما را به همراه او به قتل برسان! اى حجاج! راضى نشو به كشتن او، زِیرا با كشتن او بيست و چهار نفر زن و بچه را به مصيبت طاقتفرسا دچار مِیكنى. كارى نكن كه خانواده او يك عمر در مصيبت او داغدار باشند... سخنان محكم و نافذ دختر بچه، حجاجِ سنگدل را به گريه در آورد و او را منصرف کرد. سرانجام از خليفه درخواست عفو او را کرد. [٢]
٩. ثمرات تربِیت صحِیح
هنگام خلافت عمربنعبدالعزيز گروههاِی مختلفِی از اطراف كشور براى تبريك به دربار آمدند. در بِین آنها كودك خردسالى برخاست تا سخن بگويد. خليفه گفت: كسِی كه سنش بيشتر است، حرف بزند. كودك گفت: اى خليفه مسلمِین! اگر مِیزان در شايستگى، سن باشد، در مجلس كسانى بزرگتر هستند كه براى خلافت شايستهترند.
[١] اللهوف، سِید بن طاوس، ص: ۸۷- جلا العِیون، علامه مجلسِی، ص: ۵۷۰.
[٢] كودك از نظر وراثت و تربيت، محمد تقِی فلسفِی ج ٢، ص: ٣٧٩.