جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧٧ - ٣٢ هر چه مقام بالاتر، تواضع بيشتر!
٣٢. هر چه مقام بالاتر، تواضع بيشتر!
امِیرمؤمنان على علِیه السلام فرمود: در تحوّلات و دگرگونىهاِی دنِیا، گوهر وجودى و لياقت درونى مردان الهِی شناخته مِیشود. (فِي تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ)[١] افراد عادى كه شغل متوسطى دارند و نسبت به مردم متواضع هستند، اگر به علّتِی ناگهان ترقى كنند و در جامعه رفعت يابند، قهرا اگر اِیمان آنان ضعِیف باشد اين بلندى مقام در روحيه آنان اثر گذاشته و ممكن است دچار بزرگبينى و تكبر شوند، تواضعى را كه قبلاً نسبت به مردم داشتند، از ياد ببرند و مردم را با چشم حقارت بنگرند به داستان ذِیل توجّه فرماِیِید:
يكى از افسران عالىرتبه كه پيش از انقلاب اسلامى در شهربانى خدمت مِیكرد، مردى متدين بود و از مرحوم آيت الله عظمى بروجردى تقليد مِیکرد. وِی براى ادامه كارش در شهربانى از مرجع خود اجازه گرفت و وظايف خود را طبق دستور شرعِی انجام مِیداد. روزى آن مرد به منزل آية الله بروجردى آمد. جمعى از روحانِیت هم در مجلس حاضر بودند. وِی مقابل در ايستاد و پس از سلام به مرحوم محمد تقِی فلسفِی سخنران مشهور تهرانِی، گفت: من عجله دارم، خواهشمندم به اتاق ديگر تشريف بياوريد، عرضى دارم. اِیشان به همراه وِی به اتاق ديگر رفت. كتابى در دست داشت كه لاى آن نشانهاى گذارده بود.
كتاب صحيفه سجاديه بود. قسمت دعاى مكارم الاخلاق را باز کرد و پرسِید: امروز پس از نماز صبح اين دعا را خواندم و به اين جمله رسيدم كه امام به خدا عرض مِیکند: (لَا تَرْفَعْنِي فِي النَّاسِ دَرَجَه إِلَّا حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا) من ديدم در اين عبارت كلمه «درجه» آمده و اين كلمه در اصطلاح ما هم هست، افسران با درجه بالا مِیروند. آيا اين جمله شامل من هم مِیشود؟ اگر چنين است توضيح دهيد مراد از اِین جمله چِیست تا به آن عمل كنم.
مرحوم فلسقِی در پاسخ به ايشان فرمود: طبق اِین دعا باِید چنِین عمل کنِی: درجهاى كه شما الان داريد، درجه سرهنگى است افراد محترمى كه به اتاق شما مِیآيند، بايد در مقابل آنان متواضع باشيد. پشت مِیز خود بايستيد، به آنان دست بدهيد و صندلى را ارائه كنيد، وقتى او نشست، شما هم بنشينيد.
[١] الكافي، طبع دار الکتب الاسلامية، ج٨، ص: ٢٣.