جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٩١ - ٢٧ پس رحمت الهی چه میشود؟
بهلول گفت: بله! تو همان کسِی هستِی که اگر کسِی در شرق اِین کشور پهناور به کسِی ظلم شود و تو در غرب کشور باشِی، خداوند از تو روز قِیامت درباره آن مظلوم بازخواست خواهد کرد، زِیرا خودت را امِین و حافظ امنِیّت مردم مِیدانِی.
هارون از کلام شِیواِی بهلول، متأثر شد و گفت: حالِ من را چگونه مِیبِینِی؟ بهلول گفت: خودت را بر قرآن عرضه کن، خداوند مِیفرماِید: نِیکوکاران در بهشت و بدکاران در جهنم خواهند بود. (اِنَّ الاْبْرارَ لَفِی نَعِیم وَ اِنَّ الْفُجّارَ لَفِی حَجِیم)
هارون گفت: پس اِین همه عمل خِیر که انجام دادم چه مِیشود؟ بهلول فوراً گفت: (اِنَّما ِیَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینْ) خداوند اعمال نِیک را فقط از پرهِیزگاران مِیپذِیرد.
هارون گفت: پس رحمت واسعه الهِی چه مِیشود؟ پاسخ داد: (اِنَّ رحمه الله قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ) رحمت خدا، تنها به نِیکوکاران نزدِیک است.
خلِیفه گفت: در مورد خوِیشاوندِی من با رسولالله صلِّی الله علِیه و آله چه مِیگوِیِی؟ جواب داد: (فَلا اَنْسابَ بَِیْنَهُمْ ِیَؤْمَئذ وَ لا ِیَتَسائَلُونَ) در روز قِیامت، پِیوندِ خوِیشاوندِی مِیان مردم فاِیدهاِی ندارد و از حسب و نصب فرد سؤال نخواهد شد. در آن روز تنها از عمل انسان مِیپرسند. خلِیفه دوباره گفت: پس شفاعت پِیامبر در مورد امت چه مِیشود؟ پاسخ داد: (ِیَؤْمَئذ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَه اِلاّ مِنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِِیَ لَهُ قَوْلاً) در قِیامت شفاعت هِیچکس سود نبخشد، جز کسِی که خداوند رحمان به او اجازه دهد و از گفتار او راضِی باشد.[١]
٢٧. پس رحمت الهِی چه مِیشود؟
شخصِی از اباذر پرسِید: چرا ما مرگ را خوش ندارِیم؟ اباذر فرمود: براِی اِین که شما دنِیا را آباد کرده و آخرت خود را بواسطه گناهان وِیران ساختهاِید از اِین جهت دوست ندارِید از خانه آباد به خانه وِیران بروِید. آن مرد دوباره پرسِید: چگونه در محضر الهِی حاضر مِیشوِیم؟ اباذر فرمود: وضعِیت نِیکوکاران همانند مسافرِی است که به خانه و خانواده خود باز مِیگردد و بدکاران همانند بنده فرارِی است که او را نزد صاحبش برمِی گردانند.
[١] عنوان الکلام، ص: ٢٠٦.