جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٤٠ - ٩ انکار حقایق به جهت تعصّب
٨. در قِیامت حسب و نسب به کار نِیاِید
روزِی مردى به حضور پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله آمد و به حسب و نسب خود تا نه نسل گذشته افتخار كرد. پِیامبر اکرم در مواجهه با اِین رفتار جاهلانه او فرمود: تو دهمِین نفر از آنهاِیِی که در دوزخ خواهِی بود. (أَمَا إِنَّكَ عَاشِرُهُمْ فِي النَّار) پِیامبر با اِین که تمام وجودش پر از مهر و محبت بود، در مقابل رفتار تعصبانه او چنِین برخورد نمود و او را از افتخار به نيكان، برحذر داشت. [١]
٩. انکار حقاِیق به جهت تعصّب
وليدبنعتبه و ابوجهل و ِیکِی دِیگر از مشرکِین مکه[٢]با اِین که مخالف رسولاللّه صلِّی الله علِیه و آله بودند و اسلام را نپذِیرفته بودند، آنقدر جذب معانِی برجسته و عالِی قرآن شده بودند که براِی شنِیدن قرآن، شبها به طور پنهانِی نزدِیک منزل رسولالله آمده و بعد از روشنشدن هوا ِیکدِیگر را مِیدِیدند. آنان چون جزء منکرِین پِیامبر بودند اِین کار را نقص بر خود مِیدانستند از اِین رو با ِیکدِیگر همپِیمان شدند که اِین امر دِیگر تکرار نشود ولِی روز بعد هم هر سه براِی شنِیدن صوت قرآن حاضر شدند.تعصّب جاهلِی آنان مانع قبول اسلام مِیشد.
ابوجهل چون فهمِید وليدبنعتبه تحت تأثِیر قرآن واقع شده به او گفت: پدران و اجداد ما همگِی بتپرست بودند. اگر تو که بزرگ ما هستِی چنِین کنِی ما هم نسبت به اعتقادات خود در مورد بتها سست مِیشوِیم...
وليدبنعتبه در جواب گفت: باِید روِی اِین موضوع فکر کنم و بعد از چند روز فکر کردن، با اِین که مِیدانست قرآن سخن بشر نِیست، به جهت تعصّب قبِیلهاِی منکر رسالت رسولالله و حقانِیّت قرآن شد و بلکه نسبت سحر و جادو به رسولالله داد. در اِینجا بود که آِیات ذِیل نازل گردِید: (إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ ثُمَّ أدبرَ وَ اسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هذَا إِلاَّ سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هذَا إِلاَّ قَوْلُ الْبَشَرِ)[٣]
[١] الكافي، طبع دار الکتب الاسلامية، ج٢، ص: ٣٢٩.
[٢] فرد سوم را برخِی ابوسفِیان و برخِی اخنس بن شرِیق دانستهاند.
[٣] کشکول بحرانِی، سِید هاشم بحرانِی، ج ٥، ص: ٥٢٥.