جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٦ - ٥ تلاش برای انصراف دشمن از جنگ «تأثیر گفتار جاسوس»
٤. گزارش حذيفه از جنگ خندق
در جنگ خندق پيامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله از بِین اصحاب خود حذيفه را انتخاب کرد و به او فرمود: اى حذيفه! مخفِیانه به ميان آنان برو و ببين چه مِیكنند. مراقب باش که دست به هيچ كارى نزنِی. (يا حُذيفه اذهَبْ فادخُلْ في القَومِ فانظُرْ ما ذا يَصنعونَ و لاتُحْدِثَنَّ شيئا حتّى تأتيَنا) حذيفه مِیگوِید: من به راه افتادم و به ميان آنان رفتم و ديدم باد تندِی وزِیده و تمام لشكر آنها را پراکنده كرده و برايشان ديگى بر جاِی نماِینده و آتش و خيمه و سر پناهى ندارند.
ابوسفيان برخاست و گفت: اى گروه قريش! مواظب اطرافِیان خود باشِید كه چه كسى پهلويتان نشسته است. نکند از دشمنان کسِی در جمع ما باشد. حذيفه که مخفِیامه داخل لشکر دشمن شده بود پِیشدستِی کرد و دست مردى را كه كنارش بود گرفت و پرسيد: تو كيستى؟ گفت: فلانِی هستم. با اِین کار دِیگر فرصتِی نشد که از او سؤال شود. آن گاه ابوسفيان گفت: اى گروه قريش! به خدا قسم شما براى ماندن به اين جا نيامدهايد، اسبها همه نابود شدهاند آماده رفتن شوِید. [١]
٥. تلاش براِی انصراف دشمن از جنگ «تأثِیر گفتار جاسوس در سرنوشت جنگ»
نُعيمبنمسعود خدمت پيامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله رسيد و عرض كرد: اى رسولخدا! من مسلمان شدهام و قوم من هم از اسلام من بِیخبرند، هر مأموريّتى دارِید من انجام مِیدهم. پيامبر اکرم فرمود: به ميان دشمن برو و به هر طرِیقِی که مِیتوانى اتفاق نظر آنان را درباره جنگ با ما بر هم بزن. (تُعْطونا رُهُنا فأبَوا علَيهِم و خذَّلَ اللّه ُ بَينَهم)[٢]
نُعيم که در زمان جاهليت با بنىقريظه رفاقت داشت نزد آنان رفت و به آنان گفت: اى بنىقريظه! شما از دوستى من با شما و صميميّتى كه با شما دارم آگاهيد.آنان گفتند: آرِی تو نزد ما اعتبار دارِی. نُعيم به آنان گفت: قريش وضعيت شما را ندارند. اين شهر، شهر شماست و اموال و فرزندان و زنان شما در اينجا هست. شما نمِیتوانيد از اين شهر به جاى
[١] السيرة النبويّة، ابن هشام، ج ٣ ص:۲۴۳ به نقل از مجلة فقه أهل البيت ( ج١٢-١١، ص: ١١٩.
[٢] السيرة النبويّة، ابن هشام، ج ٣ ص:٢٤٠.