ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٦٨ - شرح
با بيان اين كه فعلا فرصت داريد و مرگ به سروقتتان نيامده است، استعاره را ترشيحيه كرده است. مقصود از مهلت داشتن انسان كنايه از زندگى دنيوى اوست و منظور از رها بودن روح، مهلت و فرصتى است كه هر فرد براى انجام اعمال نيك دارد. هر چند اين مجال و فرصت در حال ترديد و دو دلى سپرى مىشود، و انسان در آمادگى براى كمال يابى ملاقات پروردگارش ترديد دارد، و يا سهلانگارى مىكند.
بعضى مقصود از «فينة الإرشاد» را هدايت يافتن نفوس به راه خداوند، و به دست آوردن سعادت ابدى معنى كردهاند، و تمام عمر را مهلتى براى رسيدن به كمالات معنوى، در نظر گرفتهاند.
٦- فايده ششمى كه امام (ع) متذكّر مىشود، اين است كه قصد اوّلى انسان لزوما بايد در جهت طاعت و عبادت حق تعالى باشد، يعنى سزاوار است كه انسان در آغاز تكليف تصميم و اراده قلبيش فرمانبردارى خداوند و تسليم فرمان او باشد، تا آنچه بر لوح نفسانى او از كمالات وارد مىشود، موجب سعادت اخروى وى شود. چه در آغاز جوانى و عمر لوح نفسانى انسان از تيرگيهاى باطل صاف و روشن است ولى اگر به عكس انجام گيرد، يعنى در آغاز عمر و جوانى ميل نفسانى انسان معصيت الهى باشد، چهره نفسانى او به اخلاق زشت سياه مىشود و پس از آن قادر نخواهد بود كه از نورانيّت حق استفاده كند و در نهايت از زيانكارترين افراد خواهد شد.
٧- از الطاف الهى اين است كه براى توبه و بازگشت به انسان مهلت داده است؛ انسان گناهكار را براى برگشت از معصيت و نافرمانى فرصت عنايت كرده و بلافاصله به گناهش او را مؤاخذه نكرده است زيرا غرض حق سبحانه و تعالى اين است كه افراد ناقص به كمال مطلوب وجودى خود برسند. امام (ع) فرصت داشتن گناهكار را با عبارت زيباى خود، مهلتى براى توبه تعبير كرده است.