ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٣ - فرموده حضرت و لكل منهما بنون يوم القيامه
خواهند رسيد. آنچه بخواهند آماده و هر آنچه بطلبند از نزد خداوند آمرزنده بخشنده براى آنان نزول مىيابد.
ولى فرزندان دنيا غرق در محبّت دنيا بوده، از نعمتهاى آخرت فراموش كرده و از آنها كنارهگيرى كردهاند. ناگزير روز قيامت، در دوستى امور باطل فرو رفته، و به زنجيرهاى بدى به سبب خصلتهاى زشت و پستشان گرفتارند. اين صفات زشت به لحاظ وابستگى آنها به محبّت دنيا در جوهر وجودشان نفوذ كرده و استقرار يافته است. حال كه به محبوبشان دست نمىيابند، همچون فرزندى هستند كه از پدر جدا افتد، و بدون دسترسى بوى آرام نگيرد، زيرا الفتى و انسى به غير او ندارند، و با شدّت علاقه و وابستگى كه نسبت به وى دارند ميان آنها و محبوبشان فاصلهاى ايجاد شود، نه بلكه در تنگترين زندان گرفتار آيند و عزّتشان بذلت و پستى بدل شود؛ بنا بر اين به سختترين اندوه و جدايى و به بزرگترين تأسّف و غم دچار شوند.
اما فرزندان آخرت كه تحت سرپرستى پدر و نعمتهايش قرار گرفتهاند، از غربت و تنهايى و بدبختى يتيم شدن، بدور خواهند بود. براى هر انسانى شناخت و چگونگى وضع پدر و مادر، و پيروى از نيكوترين و بزرگوارترينشان واجب است و آن جز آخرت چيزى نيست. با توضيح مطلب فوق، خردمند كسى است كه از فرزندان آخرت باشد، و لازم است كه بپدرش يعنى آخرت نيكى كند و به نيرومندترين سبب و معتبرترين وسيله توسّل جويد. پس از اين تحليل و برداشت حضرت مىفرمايند: امروز، روز كار است و حسابى نيست و فرداى قيامت، وقت حسابرسى است و عملى در كار نيست.
امام (ع) مدّت عمر و حيات را به كنايه «يوم» و بعد از مرگ را به كنايه «فردا» تعبير كرده است. از نظر، ظرافت ادبى امروز را با فردا، و عمل و حساب را به نبودن حساب و عمل، مقابله و رديف كرده است.