ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٢٤ - فرمايش غير ان من نصر خير منى،
در اين فراز حضرت به اعتراض شخصى پاسخ مىدهد كه در حضور آن جناب اشكال كرد و، كسانى را كه از يارى عثمان خوددارى كردند عامل اصلى آشوب طلبى معرفى مىكرد: اگر آنها عثمان را يارى مىكردند با توجّه به اين كه بزرگان صحابه بودند، ستمگران و نادانان و رجالّهها، بر كشتن عثمان جرأت نمىيافتند. و اگر هم كشتن عثمان را حق مىدانستند، لازم بود كه اين حقيقت را به مردم مىگفتند، تا در اين باره شبهاى براى خلق پيش نيايد.
امام (ع) به ذكاوت دريافت كه منظور اشكال كننده خود حضرت است، ولى چون جاى جواب صريح نبود، طىّ دو جمله به طور ضمن جواب داد.
در آغاز فرمود كه در باره كشتن عثمان نه امر كردهاند و نه نهى، سپس استثناى دوّمى را در دو جمله مىآورد و بيان مىدارد: آنان كه عثمان را يارى نكردند. از كمك كنندگان عثمان با فضيلتتر بودند، زيرا يارى دهندگان او مروان حكم و امثال او بودند ولى واگذار كنندگان عثمان به نظر اشكال كننده على (ع)، طلحه و بزرگانى از صحابه بودند البتّه فضيلت على (ع) و بزرگانى از صحابه، بر مروان حكم و مانند او روشن است، عقل و عرف نيز بر اين فضيلت و برترى گواهى مىدهد.
امّا اين عبارت حضرت كه واگذار كنندگان عثمان قدرت نداشتند يارى دهندگان او را بر خود فضيلت دهند به صورت تواضع و فروتنى ادا شده است و اين گفته امام (ع) موضوع اشكال اعتراض كننده نيست، بلكه منظور از اين فرمايش گويا قضيّه جدلى باشد، بدين معنى، كه حضرت دخالت در قتل عثمان را به صورت فردى كنارهگير قبول كرده، و اشكال اعتراض كننده را بگونهاى ديگر رد كرده است.
و فرموده است بر فرض كه من جزو واگذار كنندگان عثمان باشم، چنان كه پندار شما است، اشكالى نيست، زيرا واگذار كنندگان عثمان، بر يارى كنندگان