ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٦١
دانستن قواعد شرعى است كه صريحا با آنها مخالفت كرده و در عمل نيز به آنها پايبندى نداشتند.
٣- هيچ خانه گلينى و يا چادر پشمينى نماند جز آن كه ستم بنى اميه بدان وارد شود. اين عبارت كنايه از دشمنى عمومى و ستمگرى آنها نسبت بتمام مردم شهرنشين و باديه نشين مىباشد.
(١٩٠٨٥- ١٩٠٣٠)
قوله عليه السلام: نبا به سوء رعيهم:
يعنى بد رفتارى آنها نسبت بمردم موجب شده بود كه خلق از آنها فاصله بگيرند و براى فرار از شرّشان ترك ديار كنند.
٤- مردم بدو دسته گريان كه برخى بر دين خود و بعضى براى دنياشان اشك بريزند.
٥- يارى دادن هر يك از شما هر يك از حكام بنى اميّه را بمانند يارى كردن برده از اربابش باشد. در اين عبارت تشبيه كرده است مردم را ببرده و بنى اميّه را به ارباب جهت شباهت را چنين بيان كرده است، كه هر گاه ارباب حاضر باشد فرمانش را ببرند و هرگاه غايب باشد از او بدگويى كنند. (چون اطاعت از اجبار و زور است نه از جهت ارادت و محبّت).
٦- بيشترين زجر ظلم را از دست بنى اميّه كسانى مىكشند كه حسن ظنّشان بخدا بيشتر باشد. دليل اين واقعيت اين است، هر كس بخدا حسن ظن بيشترى داشته باشد از بنى اميّه فاصله بيشترى مىگيرد و توكّلش بر خدا بيشتر مىشود.
بديهى است كه نسبت به چنين كسى بدگمان گشته او را بيشتر بگزند و تعقيبش كنند. پس از دست آنها رنج بيشترى خواهد برد.
سپس مىفرمايند: آن كس كه عافيت بيشترى به او روى آورد بر اين نعمت عافيت خدا را شاكر باشد. مقصود حضرت از اين سخن آن است كه:
عافيت داشتن و بدور ماندن از شرور بنى اميّه براى بعضى از مردم ممكن مىشود. و همچنين فردى كه بعدالت قيام كند و از بلاى آنها وارهد. و آن را كه به