ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٩٨ - فصل سوم در ستايش حق تعالى است به اعتبار اين كه او داناى به همه چيز است،
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ [١]. پس آگاهى بر حقيقت ابتلاء فوايدى را بدنبال دارد امّا اين كه چرا روزى بدين سان يعنى كم و زياد و ... تقسيم مىشود، و عمر طولانى و يا كوتاه است و عواقب و تبعات هر يك كه عبارت از سختى و دشوارى و يا آسانى و يا حزن و اندوه و خوشحالى باشد پديد مىآيد، علل و اسبابى دارند كه بر تحقيق كنندگان پوشيده است و به قضاى الهى و اراده خداوند موكول مىشود.
پس آنچه خير و نيك شمرده شود داخل در اراده كلى حق تعالى كه همانا خير مطلق بالذّات است مىباشد و آنچه شر و بدى به حساب آيد بالعرض داخل در قضاى الهى است آن طورى كه در محلّ خود اين حقيقت شرح و توضيح گرديده و دانسته شده است «و نيازى به تطويل و تفصيل بيشترى نيست».
(١٧٧٠٩- ١٧٤٦١)
فصل سوم در ستايش حق تعالى است به اعتبار اين كه او داناى به همه چيز است،
از جمله جزئيّات علم خداوند اين است كه نهفته و باطن اشخاص را مىداند و بر جنين، رحم و نطفه در اسلاب آگاهى دارد.
در كلام امام (ع) كه فرمود: عالم السّر من ضماير المضمرين تا ناشئة خلق وسلالة الفاظ مشكلى وجود دارد كه ذيلا به شرح آنها اشاره مىكنيم.
١- فرمود: خواطر رجم الظّنون؛ چون گمان باطنى انسان به مظنونى تعلّق مىگيرد كه ممكن است حقيقت نداشته باشد، در اين صورت اين تعلّق شباهت، به رجم و سنگ اندازى بيجا پيدا مىكند، به همين لحاظ لفظ رجم را، براى گمان استعاره به كار برده است. در باره اين كه چرا كلمه علم را بجاى ظن و گمان
[١] سوره بقره (٢) آيه (١٥٥ و ١٥٦ و ١٥٧): صابرين را نويد آمرزش بده آنان كه هرگاه مصيبتى بدانها رو مىآورد مىگويند بازگشت ما به سوى خداست از جانب پروردگارشان رحمت خداوند بر اينان باد هدايت يافتگان همينان هستند.