ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٣٤ - قوله عليه السلام و اقام رصدا من الشهب الثواقب على نقابها
حضرت، دو معناى احتمالى دارد.
١- لفظ: «نقاب» كه به معنى راه كوهستانى است، استعاره از عدم ممنوعيّت وابستگى علوم بماوراى عالم جسمانيّات و مجرّدات باشد. (يعنى ممكن است علوم از ماوراى عالم ماده سرچشمه بگيرند، ولى، راه براى استراق سمع شياطين مسدود است، امّا در حقيقت ذات، راههاى آسمان گشوده است.)
پيش از اين معناى شهابهاى پرّان كه در كمين شياطين هستند توضيح داده شد.
٢- احتمال دوّم اين است كه لفظ «رصد» استعاره از تيرهاى محسوس قابل رويت، و كلمه «نقاب» استعاره را ترشيحيه كرده باشد، زيرا لازمه كمين گاه و نگاهبانى اين است كه از درها، و معابر حراست و حفاظت به عمل آورند.
وجه حكمت و سرّ اين موضوع اين است كه عربها معتقد بودند شياطين، به آسمان بالا مىروند و گفتار فرشتگان را كه براى ما غيب محسوب مىشود، گوش مىدهند و سپس دريافتهاى خود را به كاهنان و ساحران و مانند اينها منتقل مىكنند.
پس از آن كه دوران روشنگرى و نهى از كهانت و مانند اين امور فرا رسيد، چنان كه گفتيم و به لحاظ اين كه كهانت و سحر موجب فساد ذهنى مردم و انحراف افكار و دلها از مقصد شريعت مىشد، خداوند بمردم اعلام كرد كه شهابهاى پرّان آسمانى را دور كننده شيطانهاى گوش فرا دارنده قرار داديم، و هر كه از شيطانها حرف شنوى داشته باشد، از ناحيه آنها رجم خواهد شد.
درهاى آسمان بر شياطين بسته است، شياطين دسترسى بحقايق آسمان ندارند، تا اعتقاد به كهانت را در انديشه مردم وارد كنند و اعتقاد آنها را به كهانت و غيب گويى مستند بدانند. آيات كريمه قرآن اين اوهام باطل را كه در حقيقت شيطان نفسانى هستند، درهم مىشكند و اين عقايد را از ريشه و بن بر مىكند.