ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١٣ - قوله عليه السلام و أرانا من ملكوت قدرته الى قوله معرفته
هيأت ذهنى خود، شيئى را ايجاد كند، شكل و هيأت از پديدههايى به دست مىآيد كه صانع اول با عظمت و جلال خود ايجاد كرده باشد، پس در حقيقت او فاعلى است كه بدون مدل و الگوى سابقى اشيا را تصوير مىكند و در اندازهگيرى اشيا از ديگرى پيروى نمىكند.
با تحقيق فوق روشن شد كه صنع خداوند سبحانه و تعالى چنين نيست كه از روى صورتى مطابق عينيت خارجى كه قبلا وجود داشته است، ساخته شود پس خداوند اشيا را ابداع و اختراع كرده است و از تمثيل و تشبيه و اندازهگيرى و مطابقت با شيئى كه فرضا وجود داشته باشد به دور است (چون صنعى قبل از صنع خداوند نيست تا الگوى صنع خداوند قرار گيرد)
(١٦٠٠٠- ١٥٩٧١)
قوله عليه السلام: و أرانا من ملكوت قدرته الى قوله معرفته
مقصود از ملكوت قدرت خداوند در عبارت فوق، ملك و پادشاهى اوست. امام (ع) ملكوت را به قدرت نسبت داده، به اين لحاظ است كه قدرت وى مبدأ تمام هستى است. و به اين دليل منشأ مالكيّت نيز هست.
منظور از آثار حكمت خداوند، افعال و احكامى است كه از جانب حق تعالى صدور يافته و هر ناقصى در برابر كمال او منقاد و تسليم است.
امام (ع) لفظ «نطق» را براى زبان حال آثار حق تعالى كه روشنگر حكمت اوست استعاره به كار برده است. آثار حكمت خداوند همان نظامى است كه در استحكام و ترتيب شگفتآور است.
وجه شباهت ميان نطق و زبان منصوعات خداوند، روشنگرى و توضيح و بيان مىباشد. (يعنى چنان كه سخن گفتن مطلبى را روشن مىسازد، مصنوعات خداوندى بزبان حال معرّف صانع و سازنده خود است).
كلمه «اعتراف»، در جمله امام (ع) بر «عجائب» عطف شده و «إلى ان» جار و مجرور و متعلّق به حاجت است و كلمه «ما» در عبارت «ما دلّنا» مفعول