ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١٢ - قوله عليه السلام الذى ابتدع الخلق على غير مثال الى قوله
نيست (رسيدن به معرفت كنه ذات حق) بى فايده است.
منظور از ألو الروايات» صاحبان انديشهاند. يعنى، پس از خستگى از عدم دسترسى به كنه ذات و صفات، صاحبان انديشه به سوى حق تعالى باز مىگردند، در حالى كه بدو موضوع اعتراف دارند.
الف: به كنه معرفت و شناخت او دست نمىيابند.
ب: انديشهها عزّت و جلال او را نمىتوانند اندازهگيرى كنند. يعنى فكر بر ذات و صفات خداوند احاطه ندارد تا از كيفيت آن خبر بدهد. روشن است كه درستى اين احكام براى نفس وقتى است كه انديشهها، در جستجوى اين معارف نهايت كوشش خود را به كار گيرند و از درك آنها ناتوان شوند.
(١٥٩٧٠- ١٥٩٥٤)
قوله عليه السلام: الّذى ابتدع الخلق على غير مثال الى قوله ...
قبله اين عبارت امام (ع) اشاره به اين است كه صنايع انسانى پس از صورتبندى مصنوع در قوّه خيال ساخته مىشود. بلكه كارهاى انسانى چه صنعت و چه غير صنعت تحقّق خارجى نمىيابد، مگر پس از آن كه كيفيّت و چگونگى آن در ذهن تصوّر شود. و اين تصوّرات گاهى از مدلها و اختراع بر صفحه ذهن جلوه مىنمايد، چنان كه بر ذهن بسيارى از افراد با هوش صورت و شكلى كه سابقه قبلى نداشته، افاضه مىشود و سپس مطابق اين صورت ذهنى عينيّت خارجى مىيابد. امّا، صنع خداوند در مورد جهان و اجزاى آن مبرّاست كه به يكى از دو صورت فوق تحقّق پذيرد.
١- چرا صنع خداوند مترتّب بر صورت خيالى نيست؟ به دليل اين كه هيچ چيز قبل از خداوند وجود نداشته و هيچ صنعتى بر صنعت خداوند تقدّم ندارد تا حق تعالى به مشابهت آن صنعت، صنع خود را ايجاد كرده، و از غير پيروى كرده باشد.
٢- چرا صنع خداوند مانند اختراع مخترعين نباشد؟! تحقيق نشان داده است، انجام دهنده كارى را در صورتى مخترع مىگويند، كه مطابق شكل و