ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٩٤ - ترجمه
(حقاق): جمع حقّ، اطراف استخوان مفاصل.
(عادل): آن كه براى خدا مانند بگيرد، عديل و معادل قرار دهد.
(قريحه): قدرت انديشه.
[ترجمه]
«پس اى سؤال كننده درست بنگر و با دقّت و تفكّر، از صفاتى كه قرآن تو را بدان راهنمايى كرده، پيروى كن، و از نور هدايت آن روشنايى بطلب و آنچه شيطان دانستن آن را به تو القا و تكليف كرده در قرآن و سنت پيامبر (ص) و پيشوايان دين دانستن آن بر تو لازم نشده است، دانش آن را بخداوند سبحان واگذار نما، اين است نهايت حقّ خداوندى بر عهده تو؛ و بدان كه، انسانهاى راسخ در علم كسانى هستند كه اقرار به تمام غيبهاى پوشيده، آنان را از تجاوز به سدها و موانع و حدودى كه ميان آنها و حقايق غيبى زده شده بى نياز ساخته است. نسبت به تمام امورى كه جاهلند و تفسيرش را نمىدانند و براى آنها غيب و نهفته است، مقرّ و معترفند، و خداوند همين اقرار و اعتراف بر عجز و ناتوانى آنها را، از رسيدن به آنچه در علم و دانش بدان احاطه ندارند، ستوده است. و انديشه نكردن آنان در چيزى كه بحث و گفتگو از كنه و حقيقت آن را بانسان امر نكرده است، رسوخ و استوارى ناميده و آنها را راسخين و استواران در علم و دانش خطاب فرمود (زيرا از حدّ خود تجاوز نكرده و در آنچه كه مأمور نيستند كنه و حقيقت آن را دريابند تعمّق و انديشه نمىكنند) پس تو نيز اى سؤال كننده، به آنچه قرآن كريم راهنمائيت مىكند اكتفا كنى. (در آنچه فهمت بدان نمىرسد و مأمور بدانستن آن نيستى انديشه نكن) و عظمت و بزرگى خداوند را به اندازه عقل و فهم خود نسنج كه هلاك و تباه خواهى شد. چه ذات مقدس خداوند چنان قدرتمندى است كه اگر همه انديشههاى بشرى متوجه او شوند، تا نهايت قدرت و توانايىاش را دريابند، و اگر فكر و انديشهاى كه آلوده بوسوسههاى شيطانى نگشته، بخواهد بزرگى پادشاهى وى را در منتهى درجه عوالم غيب و ناديدنيها بدست آورد، و اگر دلها حيران و شيفته او شوند تا كيفيّت و چگونگى صفاتش را بيابند و اگر عقلها بسيار