ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٧٧ - قوله عليه السلام و تنفسوا من قبل ضيق الخناق
نخواهى شد. ولى اگر نفس، خود را مورد توبيخ و عقاب و سرزنشى قرار دهد، آن، نفس لوّامه است.
راه عتاب نفس اين است كه عيبها، نادانى و حماقت را به نفس تذكّر دهى، و مراحلى را كه مانند مرگ، بهشت و جهنّم فرارو دارد به وى گوشزد كنى، و آن چيزى را كه تمام اولياى خدا بر آن اتفاق نظر داشته، و بخاطر تسليم در برابر آن، سرور مردمان، و پيشواى جهانيان شمرده شدهاند، يعنى وجوب پيمودن راه خدا و ترك معاصى را، براى نفس ياد آورى كنى، و آن را به نشانههاى حق تعالى و چگونگى احوال بندگان شايسته خداوند متوجّه گردانى.
محاسبه نفسانى، و مرابطه با آن، تذكّر مدام دادن امور فوق به نفس مىباشد، (تا از اطاعت خارج نگردد و به معصيت آلوده نشود.) آنچه تا كنون بر شمرديم محاسبه دنيوى نفس بود، امّا محاسبه اخروى نفس چون قبلا بدان اشاره كردهايم، نيازى به تكرار آن نيست.
(١٥٤٨٦- ١٥٤٨٢)
قوله عليه السلام: و تنفّسوا من قبل ضيق الخناق:
«عبارت خطبه قبل ضيق الخناق» است.
در عبارت فوق امام (ع) لفظ «نفس» را براى به دست آوردن آسايش و شادمانى در بهشت كه بوسيله كارهاى شايسته دنيوى تحقّق مىپذيرد استعاره به كار برده است. «نفس راحت كشيدن» كنايه از شادمان بودن است، چنان كه آسايش دل از اندوه موجب آسايش نفس مىشود. يعنى آسايش در آخرت را قبل از فرا رسيدن مرگ تأمين كنيد. و لفظ «خناق» را كه ريسمان مخصوصى است براى مرگ استعاره بكار برده است. وجه شباهت گلو گرفتگى، با مرگ اين است كه در هر دو صورت براى انسان امكان انجام عمل باقى نمىماند. معناى كلام حضرت اين است كه فرصت را پيش از آن كه وقت از دست برود و شما امكان انجام كارى را نداشته باشيد، غنيمت بدانيد.