ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٧٤ - قوله عليه السلام و حاسبوه قبل ان تحاسبو
آن حساب بكشند و از او بخواهند كه آيا نسبت به آنچه شرط كرده بود وفا كرده است يا خير؛ زيرا اين تجارتى است كه سودش بهشت برين است. دقّت حسابرسى در اينجا مهمتر از حساب و سود دنيوى است! چه سود دنيا به نسبت نعمتهاى آخرت حقير و ناچيز است. بنا بر اين سهل انگارى نفس، در ذرّهاى از حركات و سكنات، تصوّرات، و دقايق اندكى از زمان، جايز نيست، زيرا هر نفسى از عمر، گوهر گرانبهايى است كه به قيمت نمىآيد و عوضى برايش نيست، كه مىتوان با آن گوهر، گنجى از گنجهاى بينهايت آخرت را خريدارى كرد.
عرفا گفتهاند، سزاوار اين است كه انسان پس از انجام فريضه صبح، با نفس خود به عنوان وصيت خلوت كند و خطاب به وى بگويد: اى نفس، من جز عمر خود، دستمايه ديگرى ندارم و اگر عمرم تمام شود سرمايه مالى من تمام شده و از تجارت كردن و سود بردن نا اميد خواهم شد. اى نفس اين روز تازهاى است كه خداوند در اين روز به من مهلت داده؛ همين روز سرمايه ايست كه حق تعالى در اختيار من قرار داده است. و اگر مرا از دنيا ببرد، خواهم گفت:
پروردگارا مرا بازگردان تا كارهاى شايستهاى كه ترك كردهام انجام دهم. اى نفس فرض كن كه خداوند تو را به دنيا باز گردانده است. پس بپرهيز كه امروز را به غفلت و بى خبرى سپرى كنى! اى نفس بدان كه هر شب و روزى بيست و چهار ساعت است، و در خبر آمده، كه خداوند براى بنده خود در هر شب و روزى بيست و چهار خزانه رديف شده قرار داده است. وقتى كه در يك خزانه را بر بنده بگشايند، آن را پر از روشنايى حسناتى كه در آن ساعت خاص بدانها عمل كرده است مىبيند. از ديدن آن همه نور چنان شادمانى برايش حاصل مىشود كه اگر بر تمام دوزخيان تقسيم شود، آنها را از احساس درد خلاصى مىبخشد. آن گاه در ديگرى از خزانههاى عملش را بر او مىگشايند، تاريكى وحشتناكى را مشاهده مىكند كه بوى بد آن به مشام