ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٧٠ - قوله عليه السلام عباد الله إلى آخره
الهى ايجاب مىكند كه نيازمندى چنين بندهاى را در امورى كه به او توكّل كرده است، بر آورده سازد. و نشانه كفايت كردن حق تعالى براى برآوردن نيازمنديهايش اين است كه تمام خواستههايش را به وى افاضه كند، و علامت بر طرف كردن كمبودها اين است كه بر او سخت نگيرد و سپس آنچه را متقاضى بوده و آمادگى پذيرش آن را پيدا كرده است به وى عطا كند، و قرضى را كه به خداوند داده، خداوند دينش را به چندين برابر جبران كند و پاداش شكرش را فزونى نعمت قرار دهد.
اطلاق لفظ قرض بر آنچه به فقير داده مىشود، مجازى است چنان كه خداوند تعالى مىفرمايد: مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً^ [١].
قرض نيكو قرضى است كه از ريا و شهرت طلبى بدور باشد و صرفا براى رضاى خداوند انجام گيرد. چنين قرضى است كه خداوند، به چندين برابر جبران مىكند.
جهت مناسبت قرض دادن بخدا در اين آيه اين است كه فقرا و مستمندان اهل و عيال خداوند شمرده مىشوند. پس آن كه به فقيران مالى را ببخشد، گويا به خداوند قرض داده است.
(١٥٤٧٥- ١٥٤٦٨)
قوله عليه السلام: عباد اللّه إلى آخره
پس از بيان صفات و ويژگيهاى حق تعالى، امام (ع) شروع به پند و موعظه و اندرز كرده و فرموده است. «پيش از آن كه مورد سنجش اعمال قرار گيريد نفس خويش را بسنجيد». مقصود از وزن كردن نفوس در دنيا رسيدگى به اعمال و تطبيق دادن آنها بر ترازوى عدالت است. يعنى دقيقا مراعات حد وسط امور را كه از افراط و تفريط بدور است داشته باشند. چه دو طرف افراط و تفريط بمنزله دو كفّه ترازويند كه اگر يكى از دو طرف فزونى يابد،
[١] سوره بقره (٢) آيه (٢٤٦): كيست آن كه به خداوند قرض نيكو بدهد.