ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٧ - لغات
(مسالح): جمع مسلحة به معنى محدودهاى است كه مردان مسلّح، براى جلوگيرى از حمله دشمن، به حال آماده باش، مستقر و به اصطلاح مرزداران و مرزبانان، باشند؛ مرز (معاهدة): زن كافر ذمّى، كه در كشور اسلامى امنيت حقوقى دارد.
(حجل): به فتح و كسر (ح) وسيله زينتى فلزى، كه زنهاى عرب، بر پاى خود مىبستهاند؛ خلخال.
(قلب): نوعى دستبند است كه دست را محكم مىگيرد، و به هنگام تكان دادن دست، صدا نمىكند.
(رعاث): جمع رعثة به فتح (را) و به سكون و فتح (ع) ضبط شده و به معناى گوشواره است.
(حمارّة القيظ): به تشديد (را) شدّت گرما، گرماى سخت (رعاث): به نوعى زيور طلايى نيز گفته شده است.
استرجاع: گفتن انا للّه و انّا اليه راجعون (استرحام): ترحّم خواهى، درخواست بخشش (وافر): كامل، تمام (كلم): جراحت، زخم (ترح): حزن، اندوه (غرض): هدف، قصد (ربّات الحجال): زنها، حجال جمع حجله خانه عروس كه با انواع پارچههاى رنگارنگ پوشيده و آذين بندى شود.
(سدم): غمى كه در اثر پشيمانى به انسان دست دهد.
(سبّخ الحرّ): گرما فروكش كرد، سبك شد، از آن كاسته شد.
(صبارّة القرّ): با تشديد (را) شدّت سرما، سرماى سخت (ينسلخ): سپرى گردد، وقت گرما و سرما بگذرد (قيح): خونابه و چركى كه از جراحت پديد آيد.
(شحنتم): پر كرديد، دلم را آكنده ساختيد.
(نغب): جمع نغبة به ضمّ (ن) به معنى جرعه (تهّام): به فتح (ت)، غم و اندوه (مراس): علاج، درمان (ذرّفت): با تشديد (را) يعنى فزونى يافتم، عمرم زياد شده است.
از خطبههاى پايان عمر شريف حضرت است، كه اطرافيان خود را بر عدم آمادگى براى جهاد توبيخ و سرزنش كرده و فرمودهاند: