ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٦٨ - ١٢ - حق تعالى كسى است كه با وجود توسعه رحمت، كيفرش براى دشمنانش سخت دشوار است و رحمت او براى دوستانش وسيع است، با وجودى كه عقوبتش بر دشمنان فراوان مىباشد
موجودات را از بدّو وجود تا نهايت زمانى كه در لوح محفوظ بقاى آنها مقرر شده است كار نيك انجام دهند، يا بد همه را آگاه است و مىداند.
(١٥٤٣٦- ١٥٤٢١)
١٢- حق تعالى كسى است كه با وجود توسعه رحمت، كيفرش براى دشمنانش سخت دشوار است و رحمت او براى دوستانش وسيع است، با وجودى كه عقوبتش بر دشمنان فراوان مىباشد.
اين بيان امام (ع) به برترى كمال ذات خداوند نسبت به سلاطين دنيا اشاره دارد، چه هيچ يك از شاهان دنيا چنين نيست كه در حال خشم نسبت به دشمن، نهايت رحمت به او و يا ديگران را داشته باشد. و در حال ترحّم و بخشندگى نسبت بدوستان، داراى خشم و غضب باشد (يعنى صفات متضاد را با هم داراست).
با توضيح فوق ثابت شد كه خداوند متعال بى نياز مطلقى است كه از داشتن صفاتى همچون، آفريدگان منزّه و پاك است، و به هر موجودى آنچه در خور وجودش بوده و شايستگى آن را داشته باشد، عطا مىكند بى آن كه شأنى از شئون او را از ديگر شأن باز دارد. بنا بر اين دشمنان خدا، آمادگى دورى از رحمت وى را به لحاظ خشم و عقوبتى كه براى خود در آخرت پذيرفتهاند، دارند، و بناچار دورى از رحمت حق بهره آنهاست، هر چند در دنيا مشمول نعمت و توسعه رحمت پروردگار بودهاند؛ و چون دوستان الهى آمادگى قبول رحمت و شمول نعمت را پيدا كردهاند، لا جرم بر آنها افاضه فرموده است. و آنها در پيشگاه قدس حضرت حق در نهايت شادمانى و خوشبختى و انواع كرامت و عزّتاند هر چند بدنهاى آنها متحمّل اقسام عذاب، بيچارگى فقر، و سختيهاى دنيا بوده است.
چنين ذات مقدّسى، جز حلم و شكيبائى او را نمىزيبد، خشم او مانع رحمتش نمىگردد، دادگرى است حكيم، كه رحمتش او را از كيفر بدكاران باز نمىدارد، پاك و منزّهى است كه جز معبود به حق بودن هيچ شأن وصفى بر او اطلاق نمىگردد.