ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦١٨ - شرح
خداوند خارج مىشود و نهايتا در دوزخ مىافتد، چون انسان عارف از منكراتى كه نادانان مرتكب مىشوند جلوگيرى مىكند تا راه معتدل را بپويند، لزوما بوسيلهاى كه با آن راه را مىبندند شباهت پيدا مىكند، و موجب باز دارى جاهلان از پيمودن راه خطاء مىشود، و به همين دليل لفظ «مغلاق» براى عارف استعاره آورده شده است.
در عبارت امام (ع) ميان مغاليق و مفاتيح، ردى و هدى قرينه مطابقه بر قرار است، كه معناى اين لغات به ترتيب چنين است: وسيله بستن، كليد گمراهى، راهنمائى كردن.
(١٤٥٦١- ١٤٥٥٩) نوزدهم: پرهيزگار اهل بصيرت است: يعنى با ديد روشن و آگاهى كامل راه حق را پيموده است. راهى كه دستور به پيمودن آن را داشته، و با توجّهات الهى بدان طريق كه راه مستقيم به سوى حق مىباشد جذب شده است.
(١٤٥٦٤- ١٤٥٦٢) بيست: او نه تنها اهل بصيرت است، كه در عمل هم راه حقيقت را رفته است. بدين توضيح كه شخص متّقى، چون راه حق را بخوبى مىشناسد، در آن گام نهاده و آن را مىپيمايد، زيرا هدف اول از شناختن راه، پيمودن آن مىباشد.
(١٤٥٦٧- ١٤٥٦٥) بيست و يك: او نشانههاى راه را مىشناسد.
سالك الى اللّه گاهى حركتش در طريق مستقيم نيست؛ چنان كه به مثل قبل از رسيدن به حدّ كمال قوّه نظرى قدم در راه سلوك مىنهد، و گاهى پس از آن كه در مرحله قوّه نظرى و استدلال بحدّ كمال رسيد، قدم در راه مىگذارد. اين همان سالكى است كه با برهان و دليل نشانههاى راه را مىشناسد. منظور از كلمه «منار» علائمى است كه در كنار راه براى هدايت و راهنمايى عابران قرار مىدهند. ولى در اينجا مقصود، قوانين كلّى عملى مىباشد. ممكن است منظور از منار هدف سلوك يعنى پيشگاه جلال خداوند و فرشتگان مقرب الهى باشد.