ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠٨ - ١٢ - به آرزوهاى دور و دراز داشتن در دنيا توجه داده، تا نسبت به آنها در دل انسانها نفرت ايجاد كند
همكارى و هميارى مىشود؛ و براى برهم زدن وحدت مسلمين، بدخواهان جديّت و تلاش مىكنند، و انديشه دشمنان اسلام براى تحميل تفرقه مدام نقشه مىكشد. بديهى است كه با تفرقه و خصومت نعمتى بر قرار نماند و صفا و الفت، ديرى نپايد و از اين بدتر آن كه هلاكت و از بين رفتن، از نتايج دشمنى و خصومت است. بدين لحاظ امام (ع) فرمود: دشمنى «حالقه» است. لفظ حالقه استعاره است از جدا شدن و تفرقه و از هم پاشى، زيرا اين واژه در اصل، از «يحلق الشعر» گرفته شده است، يعنى آنچه موى سر را مىتراشد، مانند تيغ سلمانى و يا شبيه آن، و كنايه از مشكلات بزرگ و اسباب شر مىباشد. و سپس ضرب المثل شده و براى امورى كه موجب تفرقه و جدايى مىگردد بعنوان استعاره به كار مىرود. وجه شباهت اين است: چنان كه تيغ سلمانى سبب بريدن موها و پراكندگى آنها در اطراف مىگردد. دشمنى و عداوت هم موجب تفرقه و درماندگى انسانها مىشود.
(١٤٤٤٧- ١٤٤٣٢)
١٢- به آرزوهاى دور و دراز داشتن در دنيا توجّه داده، تا نسبت به آنها در دل انسانها نفرت ايجاد كند
، از اين رو دستور مىدهد كه مردم آرزوها را تكذيب كنند لازمه تكذيب كردن آروزها نهى از پيروى آرزوهاست. زيان آرزوهاى طولانى عبارت است از:
الف- عقل دچار سهو و اشتباه مىشود. آرزوى طولانى موجب مىشود كه انسان نسبت به امورى كه لازمه معاش و معادش مىباشد، غفلت ورزد بخوبى روشن است، شخصى كه آرزوهاى طولانى دارد، همواره فكرش به اميد و آرزوهايش معطوف است كه چگونه آنها را بر آورده سازد و يا به اميدواريهايش دست پيدا كند.
گرفتارى مدام به تحصيل آروزها سبب مىشود كه از جهات خير غافل بماند؛ زيرا خداوند براى يك انسان، دو دل در درونش قرار نداده است.
ب- آرزوهاى طولانى، ياد خدا را به فراموشى مىسپارد. يعنى انسان از ياد