ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩٢ - شرح
به وقوع نمىپيوندد جز اين كه او مىداند و خبر آن واقعه نزد او هست. چنين خبر دارندهاى به يقين همان آگاه به اسرار است كه در جمله اوّل بدان اشاره شد، گر چه معنى عالم و دانا از معنى خبر دارنده وسيعتر است و نسبت به آن اطلاق دارد.
٣- خداوند بر همه چيز احاطه دارد. احاطه داشتن خداوند بر هر چيزى به معناى آگاه بودن بر تمام كليات و جزئيات اشيا مىباشد. در اين كه حق تعالى بر همه اشيا واقف و آگاه است تمام حكما و متكلمين اتفاق نظر دارند و نظر متكلّمان اسلامى در اين باره روشن است و نيازى به شرح فزونتر ندارد. امّا خلاصه سخن حكما در چگونگى علم خداوند به اشيا به اين شرح است كه: او خود، به ذات خود عالم است، در اين جاست كه درك كننده و درك شونده و درك كردن در ذات واحد اتّحاد پيدا مىكنند و تعدّد اين امور به لحاظ اعتبار عقلى است، يعنى عقل بشر اين سه مفهوم «درك كننده- درك شونده- و ادراك» را از يكديگر جدا مىسازد، ولى در مصداق و حقيقت يك چيز بيش نيستند.
امّا علم خداوند نسبت به معلولهاى اوليّه يا باصطلاح قريبه، علم به عين ذات آنهاست شايد مقصود شارح از «معلولات قريبه» عقول باشند كه به نظر فلاسفه خلق اوّل همان عقل اول است» در اين مرتبه درك كننده (خداوند) و درك (علم) وحدت دارند و تعدّدشان به اعتبار عقلى است امّا درك شونده يعنى مخلوق اوّل با درك كننده و درك وحدت ندارد.
در مرتبه معلولهاى دور يا مخلوقات مراتب پست، مانند امور مادّى و ممكناتى كه در حال حاضر وجود ندارند ولى ذاتشان چنان است كه امكان دارد، در زمانى وجود يابند و يا تعلق به امر موجود پيدا كنند.
به اعتبار صورتهاى عقلىشان مورد علم خداوند قرار مىگيرند، و در علم خداوند حضور دارند. تمام امور مادّى و قابل حسّ كه در قواى ادراكى درك