ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٤ - شرح
و نيازى به توضيح ندارد، آنان عموما هر جنبندهاى را مىخوردند.
مشهور است كه از عربى پرسيدند، شما در صحرا چه حيوانهايى را مىخوريد؟ پاسخ داد ما جز «امّ حيين يا ام جبين» تمام حيوانات را مىخورديم!.
سؤال كننده با تعجب گفت: اميدوارم كه، ام جبين از دست شما به سلامت جسته باشد! مؤلف كتاب لغت «الجمل» امّ جبين را حيوانى مىداند كه طول قدّ آن به اندازه كف دست انسان است.
برخى ديگر از اعراب جاهلى صحرانشين، مو را با هسته خرما مخلوط كرده پس از آسياب كردن از آن، نان تهيه مىكردند.
به روايت ديگر، در تنگسالى و قحطى اوبار [١] شتر را با خون كنه حيوانات بخصوص شتر آلوده مىكردند و پس از خشك كردن از آنها غذا مىساختند.
اما در خونريزى: گروهى خون گروه ديگر را مىريخت، و قطع رحم در آن حد بود، كه فرزند پدر و پدر فرزند را مىكشت، و اين امر در ميان آنها، امرى عادى و مرسوم بود.
در بتپرستى و گناهكارى، عربهاى جاهلى در تاريخ شهرهاند.
حضرت على (ع) لفظ تعصّب، را، براى گناهكارى استعاره آوردهاند، زيرا لازمه تعصّب، گناهكارى است. با توجّه به اين حقيقت معناى اصلى جمله، استعاره لفظ «العصب» نسبت به دو محسوس (عصبيّت و جهالت) است كه، براى نسبت ميان دو معقول «اعتقاد و گناه» يا يك معقول گناه با يك محسوس (جهل) آورده شده است.
[١] اوبار: ١- شوخها، چركها، ٢- زوايد پوست بدن از قبيل چرك و مو در انسان و پشم در حيوان.
فرهنگ فارسى دكتر محمد معين.