ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١٨ - قوله عليه السلام قياما صفوفا؛
محشر روان مىگردند». اين جمله نيز اشاره به بدن انسانها دارد، كه جايگاه هلاكت بى خبران است آنها كه پيرو شهوات مىباشند يعنى اهل غفلت روحشان، در داخل جسمشان به هلاكت مىرسد، بدين شرح كه هدايت نمىيابند و در روز حشر جانهاى هدايت نيافتهشان از درون بدنشان مبعوث مىشود.
(١٢٨١١- ١٢٨٠٩)
قوله عليه السلام: سراعا إلى امره
كلمه «سراعا» و كلمات ديگرى كه در اين فراز منصوب به كار رفتهاند، بعنوان حال و بوسيله فعل أخرج نصب داده شدهاند.
منظور از «امره» حكمى است كه با قضاى ازلى الهى صادر مىشود و همگان به سوى پروردگارشان رجوع كرده و به مبدأ وجودى خود باز مىگردند. كلمه «سراع» اشاره به نزديكى وصول آنان به قرب حق تعالى دارد، كه لحظه جدا شدن علاقه جان از بدن، در نهايت شتاب به سوى پروردگار حركت مىكند.
(١٢٨١٤- ١٢٨١٢)
قوله عليه السلام: مهطعين إلى معاده؛
«به جايگاه حسابرسى و قيامت روى مىآورند.» مقصود اين است كه نفوس انسانها به جايگاه موعود و آنچه از خير و يا شر برايشان تدارك ديده شده است روى مىآورند و در محشر حاضر مىشوند.
(١٢٨١٥)
قوله عليه السلام: رعيلا:
«بحكم خداوند اجتماع مىكنند»؛ اشاره به اين است كه در آن روز همگان در قبضه قدرت حق تعالى گرفتارند و در محلّى كه پاداش، يا كيفرشان مىدهند اجتماع دارند.
(١٢٨١٦)
قوله عليه السلام: صموتا
سكوت همگان را فرا گرفته، تو پندارى گنگ مىباشند زيرا زبانى براى سخن گفتن ندارند. محتمل است كه «صمت» كنايه از تواضع و فروتنى و شدّت نيازمندى باشد، كه در اثر هيبت و جلال خداوند به آنها دست داده است.
(١٢٨١٨- ١٢٨١٧)
قوله عليه السلام: قياما صفوفا؛
«در حالى كه اهل محشر سر پا ايستاده و صف كشيدهاند منتظر حساب مىباشند». كلمه «قيام» در عبارت امام (ع) به