ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٨٩ - قوله عليه السلام فقد أعذر الى آخره
قيامت بهانهجويى نكرده و بگويند: وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا [١]؛ از اين جهت انبيا به دليل قاطع و برهان يقين شباهت پيدا كردهاند. بنا بر اين لفظ «حجّت» براى انبيا عاريه به كار رفته است. كلمات «اسفار» و «ظهور» براى جلوههاى نورانى دين كه از نفوس كامل انبيا بر نفس ناقص خلايق مىتابد، استعاره بكار رفته است. منظور از ردّ بهانهجوئى خلق بوسيله كتاب، اين است كه خداوند كتابهاى آسمانى را بوسيله پيامبران ظاهر گردانيد تا بهانه را از دست خلق بگيرد و با ترس از عذاب و ترغيب و تشويق بهشت آنها را به راه نجات هدايت كند.
در كلام امام (ع) به عنوان استعاره عذر را به خدا نسبت داده است. منظور گفتار مخصوصى است كه انسانها بعنوان بهانهجويى در برابر افعال و اقوال خداوند، به كار مىبرند. خداوند آنچه صلاح و خير آنها بوده است بيان كرده، و در صورت عدم توجّه به فرامين خداوند به آنها وعده كيفر و عقاب داده است.
بنا بر اين ظهور انبيا و انزال كتب براى ارشاد و راهنمايى و اتمام حجّت بر گمراهان بوده است. معناى كلام امام (ع) «فقد عذر ...» همين است كه توضيح داده شد.
[١] سوره انبياء (٢١) آيه (١٣٤): پروردگارا چرا براى ما پيامبر نفرستادى تا قبل از آن كه به گمراهى افتاده و خوار شويم از آنها پيروى كنيم.